worriment

[ایالات متحده]/ˈwʌrɪmənt/
[بریتانیا]/ˈwɜːrɪmənt/

ترجمه

n. اضطراب یا ناراحتی؛ مشکل یا نگرانی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

worriment over time

نگرانی در مورد زمان

worriment in life

نگرانی در زندگی

worriment about future

نگرانی در مورد آینده

worriment of parents

نگرانی والدین

worriment and stress

نگرانی و استرس

worriment from work

نگرانی ناشی از کار

worriment in relationships

نگرانی در روابط

worriment during exams

نگرانی در زمان امتحان

worriment for health

نگرانی برای سلامتی

worriment of children

نگرانی برای فرزندان

جملات نمونه

his constant worriment about the future keeps him awake at night.

نگرانی دائمی او از آینده باعث می‌شود شب‌ها بیدار بماند.

she expressed her worriment over the health of her family.

او نگرانی خود را در مورد سلامتی خانواده‌اش ابراز کرد.

the worriment of the students was evident during the exam period.

نگرانی دانش‌آموزان در طول دوره امتحان آشکار بود.

his worriment about finances led him to seek a second job.

نگرانی او در مورد امور مالی باعث شد به دنبال شغل دوم برود.

worriment can often lead to stress and anxiety.

نگرانی اغلب می‌تواند منجر به استرس و اضطراب شود.

she tried to alleviate her worriment by talking to a friend.

او سعی کرد با صحبت با یک دوست نگرانی خود را کاهش دهد.

the worriment over climate change is shared by many.

نگرانی در مورد تغییرات آب و هوا توسط بسیاری به اشتراک گذاشته می‌شود.

his worriment about the project deadline was palpable.

نگرانی او در مورد مهلت پروژه قابل لمس بود.

worriment can cloud your judgment and decision-making.

نگرانی می‌تواند قضاوت و تصمیم‌گیری شما را مختل کند.

she often finds herself lost in worriment over trivial matters.

او اغلب خود را درگیر نگرانی در مورد مسائل جزئی می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید