worrywart

[ایالات متحده]/ˈwʌriwɔːt/
[بریتانیا]/ˈwɜriˌwɔrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تمایل به نگرانی بیش از حد دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

worrywart attitude

نگاه نگران

worrywart nature

طبع نگران

worrywart behavior

رفتار نگران

worrywart tendencies

گرایش‌های نگران‌کننده

worrywart friend

دوست نگران

worrywart mindset

نگرش نگران

worrywart voice

صدای نگران

worrywart thoughts

افکار نگران

worrywart habits

عادت‌های نگران‌کننده

worrywart syndrome

سندرم نگرانی

جملات نمونه

she is such a worrywart that she can't enjoy the party.

او آنقدر نگران است که نمی‌تواند از مهمانی لذت ببرد.

don't be a worrywart; everything will be fine.

نگران نباش؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

as a worrywart, he always thinks of the worst possible outcome.

به عنوان یک فرد نگران، او همیشه به بدترین نتیجه ممکن فکر می‌کند.

my mom is a worrywart who constantly checks on me.

مادرم آنقدر نگران است که دائماً از من خبر می‌گیرد.

being a worrywart can lead to unnecessary stress.

نگران بودن می‌تواند منجر به استرس غیرضروری شود.

he’s such a worrywart that he can't sleep at night.

او آنقدر نگران است که نمی‌تواند شب بخوابد.

her worrywart nature makes her overthink every situation.

طبع نگرانش باعث می‌شود او در هر موقعیتی بیش از حد فکر کند.

stop being a worrywart and trust the process.

دیگر نگران نباشید و به روند اعتماد کنید.

worrywarts often miss out on enjoying life.

افراد نگران اغلب اوقات از لذت بردن از زندگی جا می‌مانند.

he tries to be less of a worrywart and live in the moment.

او سعی می‌کند کمتر نگران باشد و در لحظه زندگی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید