| جمع | worrywarts |
worrywart attitude
نگاه نگران
worrywart nature
طبع نگران
worrywart behavior
رفتار نگران
worrywart tendencies
گرایشهای نگرانکننده
worrywart friend
دوست نگران
worrywart mindset
نگرش نگران
worrywart voice
صدای نگران
worrywart thoughts
افکار نگران
worrywart habits
عادتهای نگرانکننده
worrywart syndrome
سندرم نگرانی
she is such a worrywart that she can't enjoy the party.
او آنقدر نگران است که نمیتواند از مهمانی لذت ببرد.
don't be a worrywart; everything will be fine.
نگران نباش؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
as a worrywart, he always thinks of the worst possible outcome.
به عنوان یک فرد نگران، او همیشه به بدترین نتیجه ممکن فکر میکند.
my mom is a worrywart who constantly checks on me.
مادرم آنقدر نگران است که دائماً از من خبر میگیرد.
being a worrywart can lead to unnecessary stress.
نگران بودن میتواند منجر به استرس غیرضروری شود.
he’s such a worrywart that he can't sleep at night.
او آنقدر نگران است که نمیتواند شب بخوابد.
her worrywart nature makes her overthink every situation.
طبع نگرانش باعث میشود او در هر موقعیتی بیش از حد فکر کند.
stop being a worrywart and trust the process.
دیگر نگران نباشید و به روند اعتماد کنید.
worrywarts often miss out on enjoying life.
افراد نگران اغلب اوقات از لذت بردن از زندگی جا میمانند.
he tries to be less of a worrywart and live in the moment.
او سعی میکند کمتر نگران باشد و در لحظه زندگی کند.
worrywart attitude
نگاه نگران
worrywart nature
طبع نگران
worrywart behavior
رفتار نگران
worrywart tendencies
گرایشهای نگرانکننده
worrywart friend
دوست نگران
worrywart mindset
نگرش نگران
worrywart voice
صدای نگران
worrywart thoughts
افکار نگران
worrywart habits
عادتهای نگرانکننده
worrywart syndrome
سندرم نگرانی
she is such a worrywart that she can't enjoy the party.
او آنقدر نگران است که نمیتواند از مهمانی لذت ببرد.
don't be a worrywart; everything will be fine.
نگران نباش؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
as a worrywart, he always thinks of the worst possible outcome.
به عنوان یک فرد نگران، او همیشه به بدترین نتیجه ممکن فکر میکند.
my mom is a worrywart who constantly checks on me.
مادرم آنقدر نگران است که دائماً از من خبر میگیرد.
being a worrywart can lead to unnecessary stress.
نگران بودن میتواند منجر به استرس غیرضروری شود.
he’s such a worrywart that he can't sleep at night.
او آنقدر نگران است که نمیتواند شب بخوابد.
her worrywart nature makes her overthink every situation.
طبع نگرانش باعث میشود او در هر موقعیتی بیش از حد فکر کند.
stop being a worrywart and trust the process.
دیگر نگران نباشید و به روند اعتماد کنید.
worrywarts often miss out on enjoying life.
افراد نگران اغلب اوقات از لذت بردن از زندگی جا میمانند.
he tries to be less of a worrywart and live in the moment.
او سعی میکند کمتر نگران باشد و در لحظه زندگی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید