worshipp

[ایالات متحده]/ˈwɜːʃɪp/
[بریتانیا]/ˈwɜːrʃɪp/

ترجمه

v. انجام رسم‌های عبادت یا طقوس دینی؛ نشان دادن تعلق عمیق و عبادت
n. عمل عبادت؛ تعلق یا عبادت دینی
شکل‌های واژه
جمعworshipps

جملات نمونه

they gather every sunday to worship god together in the beautiful cathedral.

آنها هر روز یکشنبه در کatedral زیبایی به طور مشترک خدا را عبادت می کنند.

many young people worship popular celebrities and follow their every move.

بسیاری از جوانان به ستاره های معروف عبادت می کنند و حرکات آنها را دنبال می کنند.

the worship service begins with songs of praise and ends with prayer.

جلسه عبادت با آوازهای تحسین شروع می شود و با دعا پایان می یابد.

she worships the ground her husband walks on; he is her entire world.

او زمینی را که شوهرش روی آن می گذارد عبادت می کند؛ او تمام دنیای اوست.

ancient romans built temples to worship their many gods and goddesses.

رومیان باستان معبد هایی برای عبادت خدایان و معبودهای زیاد خود ساختند.

the worship music filled the church with a sense of peace and joy.

موسیقی عبادت کلیسا را با احساس آرامش و خوشبختی پر کرد.

christmas worship attracts thousands of believers to celebrate the birth of christ.

عبادت عید غفران هزاران باورمند را جذب می کند تا تولد مسیح را جشن بگیرند.

true worship comes from the heart, not just from outward rituals and traditions.

عبادت واقعی از قلب آمده است، نه فقط از رسم های خارجی و سنت ها.

the priest led the congregation in an hour of worship and reflection.

پدر روحانی جمعیت را در یک ساعت عبادت و تأمل رهبری کرد.

idol worship remains popular in some rural areas despite modernization.

عبادت بت در برخی مناطق روستایی با وجود مدرن سازی هنوز محبوب است.

the passionate worship team played beautiful songs that glorified god.

تیم عبادت شغفمند آهنگ های زیبایی اجرا کرد که خدا را تجلیل می کرد.

they knelt down to worship before the sacred altar in deep reverence.

آنها در حضور مذبح مقدس به طور عمیق عبادت کردند.

the temple is a place of worship where believers seek spiritual guidance.

معبد یک مکان عبادت است که باورمندان به راهنمایی روحی می گرند.

blind worship of any political leader can lead to dangerous consequences.

عبادت کور از هر رهبر سیاسی می تواند به عواقب خطرناک منجر شود.

the hymns of worship echoed through the cathedral's ancient halls.

آوازهای عبادت از طریق قوس های قدیمی کatedral تکان داده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید