wort

[ایالات متحده]/wɜːt/
[بریتانیا]/wɜrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه یا علف؛ گیاهی که در آبجوسازی استفاده می‌شود؛ عصاره مایع در آبجوسازی

عبارات و ترکیب‌ها

wort root

ریشه مورد

wort extract

استخراج مورد

wort oil

روغن مورد

wort tea

چای مورد

wort powder

پودر مورد

wort tincture

تینکچر مورد

wort infusion

دم کرده مورد

wort supplement

مکمل مورد

wort remedy

درمان مورد

wort benefits

فواید مورد

جملات نمونه

wort is often used in herbal medicine.

wort اغلب در طب گیاهی استفاده می‌شود.

he learned the wort of the plant for his studies.

او wort گیاه را برای مطالعات خود یاد گرفت.

many people believe in the wort of natural remedies.

بسیاری از مردم به wort درمان‌های طبیعی اعتقاد دارند.

she found a wort that could help with her allergies.

او wort که می‌توانست به آلرژی‌هایش کمک کند، پیدا کرد.

the wort was used in traditional healing practices.

wort در روش‌های درمانی سنتی استفاده می‌شد.

he studied the wort of various herbs for his thesis.

او wort انواع گیاهان دارویی را برای پایان‌نامه خود مطالعه کرد.

understanding the wort can enhance your cooking.

درک wort می‌تواند آشپزی شما را بهبود بخشد.

she enjoys collecting wort for her herbal tea.

او از جمع‌آوری wort برای چای گیاهی خود لذت می‌برد.

wort has been known to have healing properties.

wort مشخص شده است که خواص درمانی دارد.

he wrote a book about the wort of medicinal plants.

او کتابی در مورد wort گیاهان دارویی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید