worthier

[ایالات متحده]/ˈwɜːθɪə/
[بریتانیا]/ˈwɜrðiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته چیزی; شایسته تر از دیگران; شایسته احترام; قابل تحسین; داشتن ویژگی های معمول یک شخص یا چیز

عبارات و ترکیب‌ها

worthier cause

هدف ارزشمندتر

worthier pursuit

دنبال کردن ارزشمندتر

worthier goal

هدف ارزشمندتر

worthier endeavor

تلاش ارزشمندتر

worthier life

زندگی ارزشمندتر

worthier project

پروژه ارزشمندتر

worthier investment

سرمایه‌گذاری ارزشمندتر

worthier choice

انتخاب ارزشمندتر

worthier moment

لحظه ارزشمندتر

worthier action

اقدام ارزشمندتر

جملات نمونه

she believes that helping others makes her worthier.

او معتقد است که کمک به دیگران او را شایسته‌تر می‌کند.

he strives to become a worthier candidate for the promotion.

او تلاش می‌کند تا نامزد شایسته‌تری برای ارتقا شود.

they consider education to be the path to a worthier life.

آنها تحصیلات را مسیری به سوی زندگی شایسته‌تر می‌دانند.

in her eyes, kindness makes people worthier of respect.

به نظر او، مهربانی مردم را شایسته‌تر احترام می‌کند.

he felt worthier after completing the challenging project.

پس از اتمام پروژه چالش‌برانگیز، احساس کرد شایسته‌تر شده است.

she thinks that hard work makes one worthier of success.

او فکر می‌کند که سخت‌کوشی یک فرد را شایسته‌تر موفقیت می‌کند.

they agreed that honesty makes a person worthier of trust.

آنها موافق بودند که صداقت یک فرد را شایسته‌تر اعتماد می‌کند.

he wants to be seen as a worthier leader in the community.

او می‌خواهد به عنوان یک رهبر شایسته‌تر در جامعه دیده شود.

she believes that self-improvement makes her worthier of love.

او معتقد است که خودسازی او را شایسته‌تر عشق می‌کند.

they want to create a world where everyone feels worthier.

آنها می‌خواهند دنیایی را ایجاد کنند که همه احساس شایستگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید