wowing

[ایالات متحده]/ˈwaʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwaʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن که کسی احساس تحسین یا شگفتی زیادی کند

عبارات و ترکیب‌ها

wowing performance

اجرای خیره‌کننده

wowing audience

تماشاگران شگفت‌زده

wowing results

نتایج شگفت‌انگیز

wowing experience

تجربه خیره‌کننده

wowing display

نمایش خیره‌کننده

wowing talent

استعداد خیره‌کننده

wowing design

طراحی خیره‌کننده

wowing innovation

نوآوری خیره‌کننده

wowing skills

مهارت‌های خیره‌کننده

wowing moment

لحظه شگفت‌انگیز

جملات نمونه

her performance was wowing the audience.

اجرای او مخاطبان را شگفت‌زده می‌کرد.

they were wowing everyone with their new product.

آنها با محصول جدیدشان همه را شگفت‌زده می‌کردند.

the magician's tricks were wowing the crowd.

ترفندهای جادوگر جمعیت را شگفت‌زده می‌کرد.

his speech was wowing the attendees at the conference.

سخنرانی او شرکت‌کنندگان در کنفرانس را شگفت‌زده می‌کرد.

the stunning views were wowing the tourists.

مناظر خیره‌کننده گردشگران را شگفت‌زده می‌کرد.

her artistic skills are wowing critics and fans alike.

مهارت‌های هنری او منتقدان و طرفداران را به یک اندازه شگفت‌زده می‌کند.

the concert was wowing music lovers all night.

اجرا در طول شب عاشقان موسیقی را شگفت‌زده می‌کرد.

his cooking is wowing everyone at the dinner party.

غذاپزی او همه را در مهمانی شام شگفت‌زده می‌کند.

the new movie is wowing audiences worldwide.

فیلم جدید مخاطبان را در سراسر جهان شگفت‌زده می‌کند.

the innovative design is wowing industry experts.

طراحی نوآورانه کارشناسان صنعت را شگفت‌زده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید