wretches

[ایالات متحده]/ˈrɛtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈrɛtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد بدبخت (جمع wretch)؛ افراد رقت‌انگیز؛ شروران؛ شخصیت‌های بد

عبارات و ترکیب‌ها

wretched souls

ارواح نحس

wretched state

وضعیت اسفناک

wretched lives

زندگی‌های نحس

wretched existence

وجود نحس

wretched conditions

شرایط اسفناک

wretched fate

سرنوشت نحس

wretched beings

موجودات نحس

wretched creatures

موجودات نحس

wretched fools

احمق‌های نحس

wretched wretches

نحس‌ها

جملات نمونه

the wretches were left to fend for themselves.

افراد بیچاره رها شدند تا خودشان از خودشان مراقبت کنند.

wretches often find solace in each other's company.

افراد بیچاره اغلب آرامش را در کنار هم بودن پیدا می کنند.

it is a shame to see such wretches suffer.

دیدن رنج چنین افراد بیچارهی، شرمس‌آور است.

the story depicted the lives of wretches in the city.

داستان زندگی افراد بیچاره در شهر را به تصویر کشید.

wretches are often misunderstood by society.

افراد بیچاره اغلب توسط جامعه درک نمی شوند.

he dedicated his life to helping wretches.

او زندگی خود را به کمک به افراد بیچاره اختصاص داد.

in literature, wretches are often the heroes.

در ادبیات، افراد بیچاره اغلب قهرمان هستند.

people often ignore the plight of wretches.

مردم اغلب نسبت به وضعیت افراد بیچاره بی‌توجهی می‌کنند.

the wretches cried out for help.

افراد بیچاره برای کمک فریاد زدند.

wretches deserve compassion and understanding.

افراد بیچاره شایسته شفقت و درک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید