wrides

[ایالات متحده]/raɪdz/
[بریتانیا]/raɪdz/

ترجمه

n. صورت جمع wride؛ یک عمل (دستور زبان اینترنتی)

جملات نمونه

she writes poetry in her spare time.

او در زمان فراغ خود شعر می‌نویسد.

he writes code for a living.

او به عنوان حرفه‌ای کد می‌نویسد.

the author writes children's books.

نویسنده کتاب‌های کودک می‌نویسد.

my grandmother writes letters every week.

مادربزرگ من هر هفته نامه می‌نویسد.

the journalist writes about current events.

گزارش‌نویس درباره‌ی رویدادهای اخبار می‌نویسد.

she writes in her journal every night.

او هر شب در دفترچه‌ی خود می‌نویسد.

he writes clearly and concisely.

او به صورت واضح و مختصر می‌نویسد.

the professor writes academic papers.

پروفسور مقالات علمی می‌نویسد.

she writes with passion and conviction.

او با شغف و اعتماد می‌نویسد.

he writes fiction under a pen name.

او داستان‌های خیال‌پردازی را تحت یک نام مستعار می‌نویسد.

the student writes essays for her classes.

دانش‌آموز برای کلاس‌های خود مقاله می‌نویسد.

she writes regularly to maintain her skills.

او به طور منظم می‌نویسد تا مهارت‌های خود را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید