wriest

[ایالات متحده]/raɪ/
[بریتانیا]/raɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچیده یا تحریف شده
vt. پیچاندن یا تحریف کردن
vi. پیچیده یا تحریف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

a wry smile

لبخند کج

wry comment

نظری طعنه‌آمیز

جملات نمونه

made a wry face.

چهره‌ای به طرز عجیبی درهم گره زد.

a wry sense of humour

حس شوخ طبعی کنایه‌آمیز

She made a wry face.

او چهره‌ای به طرز عجیبی درهم گره زد.

a wry, self-mocking smile.

لبخندی کج و خودانتقادی

twist one's mouth into a wry smile.

لبخند کج روی لب خود نشان دادن.

wry humour put a slight quirk in his mouth.

شوخ‌طبعی کنایه‌آمیز یک حالت خاص را در دهانش ایجاد کرد.

a wry look, something between amusement and regret.

یک نگاه کج، چیزی بین تفریح ​​و پشیمانی.

a wry smile touched his lips.

لبخند کج روی لب‌هایش نشست.

A wry smile tugged at the corner of his mouth.

لبخند کج گوشه‌ی دهانش را کشید.

He acknowledged his mistake with a wry grimace.

او با اخمی کج فهم، اشتباه خود را پذیرفت.

And with a wry laugh, he sums up the collectivisation in which millions of Ukrainians perished: "They told us the kolkhoz was not obligatory.

با خنده تلخ، او جمع‌آوری را خلاصه می‌کند که میلیون‌ها اوکراینی در آن جان باختند: "به ما گفتند که کلک‌هوز اجباری نبود.

نمونه‌های واقعی

His lip curls in a wry smile.

لبخند کج روی لب‌هایش نمایان شد.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

A wry smirk lifted a corner of his lips.

یک پوزخند کج گوشه‌ای از لب‌هایش را بالا برد.

منبع: Time

Anchise gave a wry smile. Oliver smiled back.

آنکایز با لبخند کجی خندید. الیور در پاسخ لبخند زد.

منبع: Call Me by Your Name

The Economist once published a wry leader advocating child-free zones on planes and trains.

اقتصادنیست زمانی یک مقاله طنزآمیز منتشر کرد که از ایجاد مناطق بدون کودک در هواپیماها و قطارها حمایت می‌کرد.

منبع: The Economist (Summary)

" I know the sort, " the queen said with a wry smile.

"من از این نوع افراد خبر دارم،" ملکه با لبخند کجی گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Ms Na's contribution is a wry commentary on the museum itself.

مشارکت خانم نا یک تفسیر طنزآمیز از خود موزه است.

منبع: The Economist (Summary)

Miss Crocker tasted first, made a wry face, and drank some water hastily.

خانم کراکر ابتدا مزه کرد، چهره‌ای کج نشان داد و به سرعت مقداری آب نوشید.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

" I can't drink it like that, " the Marionette said, making more wry faces.

"نمی‌توانم آن را به این شکل بنوشم،" عروسک خیمه‌شب‌بازی گفت و چهره‌های کج‌تری نشان داد.

منبع: The Adventures of Pinocchio

" Thanks at last, " he said, with a wry smile.

"در نهایت متشکرم،" او با لبخند کجی گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

She thanks him with a wry smile, as if she's trying not to laugh.

او از او با لبخند کجی تشکر می‌کند، گویی نمی‌خواهد بخندد.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید