write-off

[ایالات متحده]/ˈraɪt.ɒf/
[بریتانیا]/ˈraɪt.ɔːf/

ترجمه

n. مبلغی پول که ارزش محسوب نمی‌شود و به عنوان ضرر ثبت می‌شود
v. لغو یک بدهی یا در نظر گرفتن چیزی به عنوان ضرر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

total write-off

حذف کل

write-offs

کسرها

write-off debt

حذف بدهی

write-off account

حذف حساب

write-off policy

سیاست حذف

write-off value

ارزش حذف شده

consider write-off

در نظر گرفتن حذف

asset write-off

حذف دارایی

جملات نمونه

the accountant recommended a complete write-off of the inventory.

محاسب یک تنزیل کامل موجودی کالا را توصیه کرد.

the tax code allows for a write-off of charitable donations.

قانون مالیاتی امکان تنزیل کمک های خیریه را فراهم می کند.

it's important to understand the write-off policy for assets.

درک سیاست تنزیل دارایی ها مهم است.

the auditor suggested a partial write-off of the accounts receivable.

بازرس یک تنزیل جزئی مطالبات را پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید