x-coordinate

[ایالات متحده]/[ˈɛks kɔːˌərdɪnət]/
[بریتانیا]/[ˈɛks kɔːrˌdɪˌneɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مختصات x یک نقطه، موقعیت افقی آن در یک سیستم مختصات است.؛ یک مقدار عددی که موقعیت یک نقطه در محور x را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

x-coordinate value

مقدار مختصات x

find x-coordinate

یافتن مختصات x

x-coordinate system

سیستم مختصات x

plot x-coordinate

رسم مختصات x

x-coordinate location

موقعیت مختصات x

calculate x-coordinate

محاسبه مختصات x

x-coordinate point

نقطه مختصات x

determine x-coordinate

تعیین مختصات x

x-coordinate axis

محور مختصات x

using x-coordinate

استفاده از مختصات x

جملات نمونه

the x-coordinate of the point is 5.

مختصات x نقطه 5 است.

we need to find the x-coordinate where the lines intersect.

ما باید مختصات x را در جایی که خطوط با هم تلاقی می‌کنند پیدا کنیم.

the x-coordinate increased by 2 units.

مختصات x با 2 واحد افزایش یافت.

plot the point with an x-coordinate of -3 and a y-coordinate of 4.

نقطه‌ای را رسم کنید که مختصات x آن -3 و مختصات y آن 4 است.

the x-coordinate represents the horizontal position.

مختصات x مکان افقی را نشان می‌دهد.

calculate the average x-coordinate of the data points.

میانگین مختصات x نقاط داده را محاسبه کنید.

the x-coordinate is crucial for locating the object.

مختصات x برای پیدا کردن جای چیزی حیاتی است.

the algorithm uses the x-coordinate to determine the position.

الگوریتم از مختصات x برای تعیین موقعیت استفاده می‌کند.

compare the x-coordinate values in the two datasets.

مقادیر مختصات x در دو مجموعه داده را با هم مقایسه کنید.

the x-coordinate must be within the specified range.

مختصات x باید در بازه مشخص شده باشد.

we are tracking changes in the x-coordinate over time.

ما تغییرات مختصات x در طول زمان را دنبال می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید