xerotic

[ایالات متحده]/zɪəˈrɒtɪk/
[بریتانیا]/zɪˈrɑːtɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه خشکی

عبارات و ترکیب‌ها

xerotic skin

خشکی پوست

xerotic eczema

اگزما همراه با خشکی پوست

xerotic conditions

شرایط خشکی پوست

xerotic dermatitis

درماتیت همراه با خشکی پوست

xerotic lesions

ضایعات خشکی پوست

xerotic eyes

خشکی چشم

xerotic patches

مناطق خشک پوست

xerotic symptoms

علائم خشکی پوست

xerotic lips

خشکی لب

xerotic mucosa

خشکی مخاط

جملات نمونه

the patient's skin was xerotic and required special care.

پوست بیمار خشک بود و نیاز به مراقبت ویژه داشت.

she applied moisturizer to combat xerotic conditions.

او از مرطوب کننده برای مقابله با شرایط خشکی استفاده کرد.

xerotic skin can lead to discomfort and irritation.

خشکی پوست می تواند منجر به ناراحتی و تحریک شود.

in winter, many people experience xerotic symptoms.

در زمستان، بسیاری از افراد علائم خشکی را تجربه می کنند.

doctors recommend hydrating products for xerotic skin.

پزشکان محصولات آبرسان را برای پوست خشک توصیه می کنند.

xerotic conditions can affect anyone at any age.

شرایط خشکی می تواند هر کسی را در هر سنی تحت تأثیر قرار دهد.

she noticed her lips were xerotic after the long flight.

او متوجه شد که لب هایش پس از پرواز طولانی خشک هستند.

using a humidifier can help alleviate xerotic symptoms.

استفاده از دستگاه بخور می تواند به تسکین علائم خشکی کمک کند.

he was diagnosed with a xerotic skin condition.

او به دلیل خشکی پوست تشیص داده شد.

regular exfoliation can improve xerotic skin texture.

لایه برداری منظم می تواند بافت پوست خشک را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید