xilinx

[ایالات متحده]/ˈzaɪlɪŋks/
[بریتانیا]/ˈzaɪlɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prop.n. نام یک شرکت نیمه‌هادی و منطق قابل‌برنامه‌ریزی (FPGA)؛ اکنون بخشی از AMD

عبارات و ترکیب‌ها

xilinx board

تخته زیلینکس

xilinx tools

ابزارهای زیلینکس

xilinx fpga

اف پی جی ای زیلینکس

xilinx chip

تراشه زیلینکس

xilinx design

طراحی زیلینکس

xilinx support

پشتیبانی زیلینکس

using xilinx

استفاده از زیلینکس

install xilinx

نصب زیلینکس

configure xilinx

پیکربندی زیلینکس

tested xilinx

تست زیلینکس

جملات نمونه

we used a xilinx fpga to accelerate real-time video processing on the edge device.

ما از یک FPGA زيلينکس برای تسريع پردازش ويديوي بي‌درنگ بر روی دستگاه لبه استفاده کرديم.

the engineer downloaded the xilinx vivado toolchain to synthesize and implement the design.

مهندس ابزار توسعه زيلينکس ويوادو را برای تركيب و پياده‌سازی طرح دانلود کرد.

our prototype runs on a xilinx zynq soc with linux controlling custom logic.

نمونه اوليه ما بر روی يك تراكم زيلينکس زينك SOC با لينوكس كه منطق سفارشي را كنترل مي‌كند، اجرا مي‌شود.

she integrated a xilinx ip core for axi interconnect to simplify the system architecture.

وي هسته IP زيلينکس را برای اتصال AXI برای ساده‌سازی معماری سیستم ادغام کرد.

the team validated timing closure on the xilinx device before the final build.

تیم قبل از ساخت نهايي، بسته شدن زمان را بر روی دستگاه زيلينکس تأیید کرد.

we migrated the project to a newer xilinx fpga family to meet bandwidth requirements.

ما پروژه را به خانواده FPGA زيلينکس جديدتر منتقل کرديم تا الزامات پهناي باند را برآورده کند.

he checked the xilinx datasheet to confirm the transceiver line rate limits.

وي برگه اطلاعات زيلينکس را بررسی کرد تا حدود نرخ خط انتقال را تأیید کند.

the driver targets a xilinx pcie endpoint for high-throughput data capture.

درایور هدف یک نقطه پایانی PCIe زيلينکس برای گرفتن داده با توان بالا است.

they configured the xilinx clocking wizard to generate stable reference clocks.

آنها جادوگر زمانبندي زيلينکس را برای توليد ساعت مرجع پايدار پيچيده‌سازی کردند.

our ci pipeline runs xilinx synthesis jobs overnight to catch regressions early.

پایپ‌لاین CI ما، وظایف تركيب زيلينکس را در طول شب اجرا می‌کند تا به سرعت رگرسیون‌ها را شناسایی کند.

the board uses xilinx ddr controllers to maximize memory performance for the workload.

برد از كنترل‌كننده‌های DDR زيلينکس برای حداکثر کردن عملکرد حافظه برای بار کاری استفاده می‌کند.

she opened a xilinx support ticket after encountering an implementation crash.

وي پس از مواجهه با خرجي در پياده‌سازی، یک بلیت پشتیبانی زيلينکس باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید