xylograph

[ایالات متحده]/ˈzaɪləˌɡræf/
[بریتانیا]/ˈzaɪləˌɡræf/

ترجمه

n. چاپی که از یک بلوک چوبی ساخته شده است؛ چاپ بلوک چوبی

عبارات و ترکیب‌ها

xylograph print

چاپ زيلوگراف

xylograph technique

تکنیک زيلوگراف

xylograph art

هنر زيلوگراف

xylograph block

بلوک زيلوگراف

xylograph image

تصویر زيلوگراف

xylograph style

سبک زيلوگراف

xylograph design

طراحی زيلوگراف

xylograph method

روش زيلوگراف

xylograph history

تاریخچه زيلوگراف

xylograph workshop

کارگاه زيلوگراف

جملات نمونه

the xylograph on the wall depicts a historical scene.

نمایشنامه ای که روی دیوار است، صحنه ای تاریخی را به تصویر می کشد.

he studied the ancient xylographs to understand their techniques.

او تکنیک های آنها را برای درک آنها، کسيلوگراف های باستانی را مطالعه کرد.

the museum has a collection of rare xylographs from the 18th century.

موزه دارای مجموعه ای از کسيلوگراف های کمیاب از قرن هجدهم است.

creating a xylograph requires precision and skill.

ایجاد یک کسيلوگراف نیاز به دقت و مهارت دارد.

she admired the intricate details of the xylograph displayed in the gallery.

او به جزئیات پیچیده کسيلوگراف که در گالری به نمایش گذاشته شده بود، علاقه داشت.

the xylograph was used as a printing method in ancient times.

در زمان های قدیم از کسيلوگراف به عنوان روش چاپ استفاده می شد.

he learned about the history of xylography in his art class.

او در کلاس هنر خود در مورد تاریخ کسيلوگرافی یاد گرفت.

they decided to create a xylograph to commemorate the festival.

آنها تصمیم گرفتند برای بزرگداشت جشنواره یک کسيلوگراف ایجاد کنند.

the xylograph technique was popular among artists in the past.

تکنیک کسيلوگرافی در گذشته در بین هنرمندان محبوب بود.

after years of practice, she finally mastered the art of xylography.

پس از سال ها تمرین، او سرانجام هنر کسيلوگرافی را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید