yak milk
شیر
yak hair
مو
yak meat
گوشت
The yak grazed peacefully in the meadow.
گاو وحشی به آرامی در چمنزار چرید.
She likes to yak on the phone for hours.
او دوست دارد ساعت ها با تلفن صحبت کند.
The yak is a domesticated animal in Tibet.
گاو وحشی یک حیوان اهلی در تبت است.
Let's not yak about work during lunch.
بیایید در زمان ناهار در مورد کار صحبت نکنیم.
The yak's fur is thick and warm.
پوش موی گاو وحشی ضخیم و گرم است.
He tends to yak about his achievements.
او معمولاً در مورد دستاوردهای خود صحبت می کند.
The yak herder led the animals to higher pastures.
چوپان گاو وحشی حیوانات را به مراتع بالاتر هدایت کرد.
I can't stand people who yak loudly in public places.
من نمی توانم تحمل کنم افرادی را که با صدای بلند در مکان های عمومی صحبت می کنند.
The yak is well-adapted to high altitudes.
گاو وحشی به خوبی با ارتفاعات بالا سازگار شده است.
Let's take a break from all this yak and enjoy the scenery.
بیایید از همه این صحبت ها استراحت کنیم و از منظره لذت ببریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید