dog yaps
سگ پارس میکند
she yaps
او پارس میکند
he yaps
او پارس میکند
yaps away
دور پارس میکند
yaps loudly
بلند پارس میکند
yaps incessantly
به طور مداوم پارس میکند
yaps for attention
برای جلب توجه پارس میکند
yaps at strangers
به غریبهها پارس میکند
yaps in excitement
با هیجان پارس میکند
yaps during play
در حین بازی پارس میکند
the dog yaps loudly whenever someone walks by.
سگ به شدت هر زمان که کسی از کنار آنجا عبور میکند، پارس میکند.
she yaps about her day at work every evening.
او هر شب درباره روز کاری خود پارس میکند.
my neighbor's dog yaps incessantly at night.
سگ همسایه من شبها به طور مداوم پارس میکند.
he yaps on and on about his favorite sports team.
او مدام و مدام درباره تیم ورزشی مورد علاقه خود پارس میکند.
the puppy yaps excitedly when it sees its owner.
وقتی توله صاحب خود را میبیند، با هیجان پارس میکند.
she can't help but yap about her new project.
او نمیتواند از صحبت کردن درباره پروژه جدید خود خودداری کند.
during the meeting, he yaps too much and distracts everyone.
در طول جلسه، او زیاد پارس میکند و باعث حواسپرتی همه میشود.
the small dog yaps at the mailman every morning.
سگ کوچک هر روز صبح به پیک حرفهای پارس میکند.
she yaps about her travels to anyone who will listen.
او درباره سفرهايش با هر كس كه گوش دهد، پارس میکند.
the children yaps with excitement during the party.
بچهها با هیجان در طول مهمانی پارس میکنند.
dog yaps
سگ پارس میکند
she yaps
او پارس میکند
he yaps
او پارس میکند
yaps away
دور پارس میکند
yaps loudly
بلند پارس میکند
yaps incessantly
به طور مداوم پارس میکند
yaps for attention
برای جلب توجه پارس میکند
yaps at strangers
به غریبهها پارس میکند
yaps in excitement
با هیجان پارس میکند
yaps during play
در حین بازی پارس میکند
the dog yaps loudly whenever someone walks by.
سگ به شدت هر زمان که کسی از کنار آنجا عبور میکند، پارس میکند.
she yaps about her day at work every evening.
او هر شب درباره روز کاری خود پارس میکند.
my neighbor's dog yaps incessantly at night.
سگ همسایه من شبها به طور مداوم پارس میکند.
he yaps on and on about his favorite sports team.
او مدام و مدام درباره تیم ورزشی مورد علاقه خود پارس میکند.
the puppy yaps excitedly when it sees its owner.
وقتی توله صاحب خود را میبیند، با هیجان پارس میکند.
she can't help but yap about her new project.
او نمیتواند از صحبت کردن درباره پروژه جدید خود خودداری کند.
during the meeting, he yaps too much and distracts everyone.
در طول جلسه، او زیاد پارس میکند و باعث حواسپرتی همه میشود.
the small dog yaps at the mailman every morning.
سگ کوچک هر روز صبح به پیک حرفهای پارس میکند.
she yaps about her travels to anyone who will listen.
او درباره سفرهايش با هر كس كه گوش دهد، پارس میکند.
the children yaps with excitement during the party.
بچهها با هیجان در طول مهمانی پارس میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید