yaps

[ایالات متحده]/jæps/
[بریتانیا]/jæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (تحقیرآمیز) ناله، پارس کردن (به ویژه از یک سگ کوچک)؛ (غیررسمی) صحبت کردن مداوم درباره مسائل جزئی
v. (تحقیرآمیز) ناله می‌کند (سوم شخص مفرد)؛ (غیررسمی) مداوم درباره مسائل جزئی صحبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

dog yaps

سگ پارس می‌کند

she yaps

او پارس می‌کند

he yaps

او پارس می‌کند

yaps away

دور پارس می‌کند

yaps loudly

بلند پارس می‌کند

yaps incessantly

به طور مداوم پارس می‌کند

yaps for attention

برای جلب توجه پارس می‌کند

yaps at strangers

به غریبه‌ها پارس می‌کند

yaps in excitement

با هیجان پارس می‌کند

yaps during play

در حین بازی پارس می‌کند

جملات نمونه

the dog yaps loudly whenever someone walks by.

سگ به شدت هر زمان که کسی از کنار آنجا عبور می‌کند، پارس می‌کند.

she yaps about her day at work every evening.

او هر شب درباره روز کاری خود پارس می‌کند.

my neighbor's dog yaps incessantly at night.

سگ همسایه من شب‌ها به طور مداوم پارس می‌کند.

he yaps on and on about his favorite sports team.

او مدام و مدام درباره تیم ورزشی مورد علاقه خود پارس می‌کند.

the puppy yaps excitedly when it sees its owner.

وقتی توله صاحب خود را می‌بیند، با هیجان پارس می‌کند.

she can't help but yap about her new project.

او نمی‌تواند از صحبت کردن درباره پروژه جدید خود خودداری کند.

during the meeting, he yaps too much and distracts everyone.

در طول جلسه، او زیاد پارس می‌کند و باعث حواس‌پرتی همه می‌شود.

the small dog yaps at the mailman every morning.

سگ کوچک هر روز صبح به پیک حرفه‌ای پارس می‌کند.

she yaps about her travels to anyone who will listen.

او درباره سفرهايش با هر كس كه گوش دهد، پارس می‌کند.

the children yaps with excitement during the party.

بچه‌ها با هیجان در طول مهمانی پارس می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید