yardland

[ایالات متحده]/ˈjɑːd.lænd/
[بریتانیا]/ˈjɑrd.lænd/

ترجمه

n. یک واحد قدیمی بریتانیایی برای مساحت، که معمولاً معادل سی اکر است.
Word Forms
جمعyardlands

عبارات و ترکیب‌ها

yardland area

منطقه یاردیلند

yardland boundary

مرز یاردیلند

yardland ownership

مالکیت یاردیلند

yardland survey

بررسی یاردیلند

yardland management

مدیریت یاردیلند

yardland development

توسعه یاردیلند

yardland lease

اجاره یاردیلند

yardland maintenance

نگهداری یاردیلند

yardland usage

مصرف یاردیلند

yardland regulations

قوانین یاردیلند

جملات نمونه

he decided to buy a yardland to build his dream home.

او تصمیم گرفت یک قطعه زمین را خریداری کند تا خانه رویایی خود را بسازد.

the farmer cultivated the yardland to grow vegetables.

کشاورز زمین را برای کشت سبزیجات کشت کرد.

they used the yardland for family gatherings and barbecues.

آنها از زمین برای دورهمی‌های خانوادگی و باربیکیو استفاده می‌کردند.

she loves to decorate her yardland with flowers and plants.

او عاشق تزئین زمین خود با گل و گیاه است.

the children played games in the spacious yardland.

کودکان در زمین بزرگ بازی می‌کردند.

maintaining the yardland requires regular mowing and watering.

نگهداری از زمین نیاز به چمن‌زنی و آبیاری منظم دارد.

he built a fence around the yardland to keep the pets safe.

او برای ایمن نگه داشتن حیوانات خانگی، نرده‌ای در اطراف زمین ساخت.

the yardland was a perfect place for the kids to explore.

زمین مکانی عالی برای کودکان برای گشت و گذار بود.

they planned to host a garden party in the yardland.

آنها قصد داشتند یک مهمانی باغبانی در زمین برگزار کنند.

investing in yardland can be a wise financial decision.

سرمایه‌گذاری در زمین می‌تواند یک تصمیم مالی عاقلانه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید