yodelled with joy
با خوشحالی یودل کرد
yodelled at dawn
در سپیده دم یودل کرد
yodelled for fun
برای تفریح یودل کرد
yodelled with excitement
با هیجان یودل کرد
yodelled all night
تمام شب یودل کرد
yodelled out loud
بلند یودل کرد
yodelled in harmony
با هماهنگی یودل کرد
yodelled with friends
با دوستان یودل کرد
the mountain climber yodelled to signal his friends.
کوهنورد برای نشان دادن به دوستانش آواز یودل خواند.
she yodelled joyfully when she reached the summit.
وقتی به قله رسید، با خوشحالی آواز یودل خواند.
the children yodelled happily during the campfire.
بچه ها در حین آتش سوزی با خوشحالی آواز یودل خواندند.
he yodelled as he hiked through the scenic valley.
در حالی که از دره زیبا عبور می کرد، آواز یودل خواند.
the festival featured a contest for the best yodelled performance.
جشنواره مسابقهای برای بهترین اجرای یودل برگزار کرد.
she yodelled to express her excitement about the trip.
برای ابراز هیجان خود در مورد سفر، آواز یودل خواند.
during the concert, the singer yodelled to entertain the crowd.
در طول کنسرت، خواننده برای سرگرمی تماشاچیان آواز یودل خواند.
he learned to yodel while visiting the swiss alps.
در حالی که از آلپ های سوئیس بازدید می کرد، یاد گرفت که چگونه یودل بخواند.
the old man yodelled nostalgically about his youth.
مرد پیر با حسرت در مورد جوانی خود آواز یودل خواند.
they yodelled together, creating a harmonious melody.
آنها با هم آواز یودل خواندند و یک ملودی هماهنگ ایجاد کردند.
yodelled with joy
با خوشحالی یودل کرد
yodelled at dawn
در سپیده دم یودل کرد
yodelled for fun
برای تفریح یودل کرد
yodelled with excitement
با هیجان یودل کرد
yodelled all night
تمام شب یودل کرد
yodelled out loud
بلند یودل کرد
yodelled in harmony
با هماهنگی یودل کرد
yodelled with friends
با دوستان یودل کرد
the mountain climber yodelled to signal his friends.
کوهنورد برای نشان دادن به دوستانش آواز یودل خواند.
she yodelled joyfully when she reached the summit.
وقتی به قله رسید، با خوشحالی آواز یودل خواند.
the children yodelled happily during the campfire.
بچه ها در حین آتش سوزی با خوشحالی آواز یودل خواندند.
he yodelled as he hiked through the scenic valley.
در حالی که از دره زیبا عبور می کرد، آواز یودل خواند.
the festival featured a contest for the best yodelled performance.
جشنواره مسابقهای برای بهترین اجرای یودل برگزار کرد.
she yodelled to express her excitement about the trip.
برای ابراز هیجان خود در مورد سفر، آواز یودل خواند.
during the concert, the singer yodelled to entertain the crowd.
در طول کنسرت، خواننده برای سرگرمی تماشاچیان آواز یودل خواند.
he learned to yodel while visiting the swiss alps.
در حالی که از آلپ های سوئیس بازدید می کرد، یاد گرفت که چگونه یودل بخواند.
the old man yodelled nostalgically about his youth.
مرد پیر با حسرت در مورد جوانی خود آواز یودل خواند.
they yodelled together, creating a harmonious melody.
آنها با هم آواز یودل خواندند و یک ملودی هماهنگ ایجاد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید