yolky egg
تخم زردچوهای
yolky center
مرکز زردچوهای
yolky texture
بافت زردچوهای
yolky flavor
طعم زردچوهای
yolky filling
مواد پرکننده زردچوهای
yolky sauce
سس زردچوهای
yolky mixture
مخلوط زردچوهای
yolky consistency
غِلظت زردچوهای
yolky goodness
خوب بودن زردچوهای
yolky richness
غنای زردچوهای
the yolky center of the egg is rich in nutrients.
مرکز زردچشمی تخم مرغ سرشار از مواد مغذی است.
she prefers her eggs yolky and runny.
او ترجیح می دهد تخم مرغ هایش زردچشمی و آبکی باشند.
the yolky texture adds creaminess to the dish.
بافت زردچشمی به غذا لطافت می بخشد.
yolky sauces are often used in gourmet cooking.
سس های زردچشمی اغلب در آشپزی گورو استفاده می شوند.
he made a yolky pasta sauce that was delicious.
او یک سس پاستای زردچشمی درست کرد که خوشمزه بود.
the chef demonstrated how to create a yolky dressing.
سرآشپز نحوه تهیه یک سس زردچشمی را نشان داد.
yolky desserts can be very indulgent.
دسر های زردچشمی می توانند بسیار لذت بخش باشند.
they served a yolky dip with fresh vegetables.
آنها یک دیپ زردچشمی با سبزیجات تازه سرو کردند.
her favorite breakfast includes yolky eggs and toast.
صبحانه مورد علاقه او شامل تخم مرغ های زردچشمی و تست است.
the recipe calls for a yolky mixture of ingredients.
دستور العمل به یک مخلوط زردچشمی از مواد نیاز دارد.
yolky egg
تخم زردچوهای
yolky center
مرکز زردچوهای
yolky texture
بافت زردچوهای
yolky flavor
طعم زردچوهای
yolky filling
مواد پرکننده زردچوهای
yolky sauce
سس زردچوهای
yolky mixture
مخلوط زردچوهای
yolky consistency
غِلظت زردچوهای
yolky goodness
خوب بودن زردچوهای
yolky richness
غنای زردچوهای
the yolky center of the egg is rich in nutrients.
مرکز زردچشمی تخم مرغ سرشار از مواد مغذی است.
she prefers her eggs yolky and runny.
او ترجیح می دهد تخم مرغ هایش زردچشمی و آبکی باشند.
the yolky texture adds creaminess to the dish.
بافت زردچشمی به غذا لطافت می بخشد.
yolky sauces are often used in gourmet cooking.
سس های زردچشمی اغلب در آشپزی گورو استفاده می شوند.
he made a yolky pasta sauce that was delicious.
او یک سس پاستای زردچشمی درست کرد که خوشمزه بود.
the chef demonstrated how to create a yolky dressing.
سرآشپز نحوه تهیه یک سس زردچشمی را نشان داد.
yolky desserts can be very indulgent.
دسر های زردچشمی می توانند بسیار لذت بخش باشند.
they served a yolky dip with fresh vegetables.
آنها یک دیپ زردچشمی با سبزیجات تازه سرو کردند.
her favorite breakfast includes yolky eggs and toast.
صبحانه مورد علاقه او شامل تخم مرغ های زردچشمی و تست است.
the recipe calls for a yolky mixture of ingredients.
دستور العمل به یک مخلوط زردچشمی از مواد نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید