| جمع | yores |
days of yore
روزگاران قدیم
reminiscent of yore
یادآور دوران قدیم
tales of yore
داستانهای دوران قدیم
glory of yore
شکوه دوران قدیم
Of yore we had sauntered and talked, and effectually put the world behind us;for he was pledged to no institution in it, freeborn, ingenuus.
در گذشته قدم زده و صحبت کرده بودیم و به طور موثر دنیا را پشت سر خود گذاشته بودیم؛ زیرا او به هیچ سازمانی در آن متعهد نبود، آزادزاده، با فضیلت.
In days of yore, people relied on horses for transportation.
در زمانهای قدیم، مردم برای حمل و نقل به اسبها متکی بودند.
Legends from yore often involve mythical creatures and heroes.
افسانهها از دوران قدیم اغلب شامل موجودات افسانهای و قهرمانان هستند.
The castle stood tall, a relic of yore.
قلعه سربرآورده و ایستاده بود، نشانهای از دوران قدیم.
Songs from yore bring back memories of youth.
آهنگهای دوران قدیم خاطرات جوانی را زنده میکنند.
In the days of yore, knights were respected for their bravery.
در دوران قدیم، شوالیهها به خاطر شجاعتشان مورد احترام بودند.
Tales of yore often include elements of magic and mystery.
داستانهای دوران قدیم اغلب شامل عناصری از جادو و رمز و راز هستند.
The ruins of the old temple are a reminder of days of yore.
آثار و بقایای معبد قدیمی یادآور دوران قدیم هستند.
The painting depicted scenes from yore, capturing a bygone era.
تابلو، صحنههایی از دوران قدیم را به تصویر میکشید و به دوران گذشتهای میپرداخت.
In the book, the author explores customs from yore.
در کتاب، نویسنده به بررسی آداب و رسوم دوران قدیم میپردازد.
The ancient artifact unearthed by archaeologists provides insight into yore.
شیء باستانی که توسط باستانشناسان کشف شده است، بینشی در مورد دوران قدیم ارائه میدهد.
Like the " days of yore, " you know?
مثل دوران های گذشته، میدانید؟
منبع: Friends Season 6To show false art what beauty was of yore.
برای نشان دادن هنر دروغین، چه زیبایی در دوران های گذشته وجود داشت.
منبع: The complete original version of the sonnet.Maria Bruaca, a downtrodden-housewife character, was often mocked by audiences of yore.
ماریا بروآکا، شخصیتی خانهدار بدبخت، اغلب توسط مخاطبان دوران های گذشته مورد تمسخر قرار میگرفت.
منبع: The Economist - ArtsBut what Mr. Nadella's biggest challenge seems to be, moving ahead without alienating those who love Windows of yore.
اما به نظر میرسد بزرگترین چالش آقای نادلا چیست، پیشروی بدون بیگانه کردن کسانی که عاشق ویندوز دوران های گذشته هستند.
منبع: Microsoft Windows 11 Launch Event" I beg yore pardon, " the hop said.
" از شما عذرخواهی میکنم، " گفت هاف.
منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 1)Schoolwork was as interesting, class rivalry as absorbing, as of yore.
درس و مشق ها به اندازه دوران های گذشته جالب و رقابت های کلاسی به اندازه دوران های گذشته جذاب بود.
منبع: Anne of Green Gables (Original Version)Yore a part of this legacy, too, Nathaniel.
شما هم بخشی از این میراث هستید، ناتانیل.
منبع: Gossip Girl Season 3He liked to talk of yore, looking at yonder mountains.
او دوست داشت در مورد دوران های گذشته صحبت کند، به کوه های آنجا نگاه کرد.
منبع: Pan PanThis is not, by any stretch, a wholesale return to the architectural dogmas of yore.
این یک بازگشت کامل به اصول معماری دوران های گذشته نیست.
منبع: 2023-41And life, in the little house at Versailles, was not so happy and contented as of yore.
و زندگی در خانه کوچک در ورسای به اندازه دوران های گذشته خوشحال و راضی نبود.
منبع: The Phantom Thief and the Renowned Detectivedays of yore
روزگاران قدیم
reminiscent of yore
یادآور دوران قدیم
tales of yore
داستانهای دوران قدیم
glory of yore
شکوه دوران قدیم
Of yore we had sauntered and talked, and effectually put the world behind us;for he was pledged to no institution in it, freeborn, ingenuus.
در گذشته قدم زده و صحبت کرده بودیم و به طور موثر دنیا را پشت سر خود گذاشته بودیم؛ زیرا او به هیچ سازمانی در آن متعهد نبود، آزادزاده، با فضیلت.
In days of yore, people relied on horses for transportation.
در زمانهای قدیم، مردم برای حمل و نقل به اسبها متکی بودند.
Legends from yore often involve mythical creatures and heroes.
افسانهها از دوران قدیم اغلب شامل موجودات افسانهای و قهرمانان هستند.
The castle stood tall, a relic of yore.
قلعه سربرآورده و ایستاده بود، نشانهای از دوران قدیم.
Songs from yore bring back memories of youth.
آهنگهای دوران قدیم خاطرات جوانی را زنده میکنند.
In the days of yore, knights were respected for their bravery.
در دوران قدیم، شوالیهها به خاطر شجاعتشان مورد احترام بودند.
Tales of yore often include elements of magic and mystery.
داستانهای دوران قدیم اغلب شامل عناصری از جادو و رمز و راز هستند.
The ruins of the old temple are a reminder of days of yore.
آثار و بقایای معبد قدیمی یادآور دوران قدیم هستند.
The painting depicted scenes from yore, capturing a bygone era.
تابلو، صحنههایی از دوران قدیم را به تصویر میکشید و به دوران گذشتهای میپرداخت.
In the book, the author explores customs from yore.
در کتاب، نویسنده به بررسی آداب و رسوم دوران قدیم میپردازد.
The ancient artifact unearthed by archaeologists provides insight into yore.
شیء باستانی که توسط باستانشناسان کشف شده است، بینشی در مورد دوران قدیم ارائه میدهد.
Like the " days of yore, " you know?
مثل دوران های گذشته، میدانید؟
منبع: Friends Season 6To show false art what beauty was of yore.
برای نشان دادن هنر دروغین، چه زیبایی در دوران های گذشته وجود داشت.
منبع: The complete original version of the sonnet.Maria Bruaca, a downtrodden-housewife character, was often mocked by audiences of yore.
ماریا بروآکا، شخصیتی خانهدار بدبخت، اغلب توسط مخاطبان دوران های گذشته مورد تمسخر قرار میگرفت.
منبع: The Economist - ArtsBut what Mr. Nadella's biggest challenge seems to be, moving ahead without alienating those who love Windows of yore.
اما به نظر میرسد بزرگترین چالش آقای نادلا چیست، پیشروی بدون بیگانه کردن کسانی که عاشق ویندوز دوران های گذشته هستند.
منبع: Microsoft Windows 11 Launch Event" I beg yore pardon, " the hop said.
" از شما عذرخواهی میکنم، " گفت هاف.
منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 1)Schoolwork was as interesting, class rivalry as absorbing, as of yore.
درس و مشق ها به اندازه دوران های گذشته جالب و رقابت های کلاسی به اندازه دوران های گذشته جذاب بود.
منبع: Anne of Green Gables (Original Version)Yore a part of this legacy, too, Nathaniel.
شما هم بخشی از این میراث هستید، ناتانیل.
منبع: Gossip Girl Season 3He liked to talk of yore, looking at yonder mountains.
او دوست داشت در مورد دوران های گذشته صحبت کند، به کوه های آنجا نگاه کرد.
منبع: Pan PanThis is not, by any stretch, a wholesale return to the architectural dogmas of yore.
این یک بازگشت کامل به اصول معماری دوران های گذشته نیست.
منبع: 2023-41And life, in the little house at Versailles, was not so happy and contented as of yore.
و زندگی در خانه کوچک در ورسای به اندازه دوران های گذشته خوشحال و راضی نبود.
منبع: The Phantom Thief and the Renowned Detectiveلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید