youngling

[ایالات متحده]/ˈjʌŋlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈjʌŋlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا حیوان جوان؛ یک فرد نوآموز یا بی‌تجربه
adj. جوان؛ فاقد تجربه

عبارات و ترکیب‌ها

youngling padawan

پدوان جوان

youngling jedi

جدی جوان

youngling training

آموزش جوان

youngling academy

آکادمی جوانان

youngling group

گروه جوانان

youngling council

شورای جوانان

youngling master

استاد جوان

youngling friend

دوست جوان

youngling skills

مهارت‌های جوان

youngling adventures

ماجراهای جوان

جملات نمونه

the youngling showed great promise in the training sessions.

جوان نشان داد که در جلسات آموزشی امید زیادی دارد.

every youngling needs guidance to develop their skills.

هر جوان به هدایت برای توسعه مهارت های خود نیاز دارد.

the jedi master taught the youngling the ways of the force.

استاد جدی روش های نیرو را به جوان آموزش داد.

the youngling was eager to learn and explore.

جوان مشتاق یادگیری و کشف بود.

a youngling's curiosity can lead to great discoveries.

کنجکاوی یک جوان می تواند منجر به کشف های بزرگی شود.

the village welcomed the youngling with open arms.

دهکده جوان را با آغوش باز استقبال کرد.

the youngling practiced diligently every day.

جوان هر روز با جدیت تمرین کرد.

in the wild, a youngling must learn to survive quickly.

در طبیعت، یک جوان باید به سرعت یاد بگیرد که چگونه زنده بماند.

the youngling listened intently to the elder's stories.

جوان با دقت به داستان های بزرگسال گوش داد.

protecting the youngling is a top priority for the tribe.

محافظت از جوان اولویت اصلی قبیله است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید