zapping channels
تغییر کانالها
zapping away
دور شدن با سرعت
zapping sound
صدای زدن
zapping energy
انرژی زدن
zapping bugs
از بین بردن حشرات
zapping snacks
میان وعدهها
zapping time
زمان تلف کردن
zapping lights
چراغها را عوض کردن
zapping thoughts
فکر کردن با سرعت
zapping stress
کاهش استرس
she was zapping through the channels looking for something to watch.
او در حال تغییر کانالها به دنبال چیزی برای تماشا بود.
after zapping the leftovers in the microwave, dinner was ready.
پس از گرم کردن غذای باقیمانده در مایکروویو، شام آماده بود.
he spent the afternoon zapping video games with his friends.
او بعد از ظهر را با دوستانش در حال بازی کردن بازیهای ویدیویی گذراند.
she enjoys zapping between different genres of music.
او از تغییر بین ژانرهای مختلف موسیقی لذت میبرد.
while zapping through the radio stations, he found a great song.
در حالی که در حال تغییر ایستگاههای رادیویی بود، یک آهنگ عالی پیدا کرد.
he is always zapping his phone to find new apps.
او همیشه تلفن خود را برای یافتن برنامههای جدید تغییر میدهد.
she was zapping through her emails, trying to clear her inbox.
او در حال تغییر ایمیلهای خود بود و سعی داشت صندوق ورودی خود را خالی کند.
the kids were zapping around the house, full of energy.
بچهها با تمام انرژی در حال پرسه زدن در خانه بودند.
he spent the evening zapping between different sports channels.
او شب را در حال تغییر بین کانالهای ورزشی مختلف گذراند.
she found herself zapping through the book, unable to focus.
او متوجه شد که در حال تغییر صفحات کتاب است و نمیتواند تمرکز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید