zapping

[ایالات متحده]/ˈzæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈzæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رد کردن تبلیغات با تغییر کانال در حین تماشای تلویزیون

عبارات و ترکیب‌ها

zapping channels

تغییر کانال‌ها

zapping away

دور شدن با سرعت

zapping sound

صدای زدن

zapping energy

انرژی زدن

zapping bugs

از بین بردن حشرات

zapping snacks

میان وعده‌ها

zapping time

زمان تلف کردن

zapping lights

چراغ‌ها را عوض کردن

zapping thoughts

فکر کردن با سرعت

zapping stress

کاهش استرس

جملات نمونه

she was zapping through the channels looking for something to watch.

او در حال تغییر کانال‌ها به دنبال چیزی برای تماشا بود.

after zapping the leftovers in the microwave, dinner was ready.

پس از گرم کردن غذای باقی‌مانده در مایکروویو، شام آماده بود.

he spent the afternoon zapping video games with his friends.

او بعد از ظهر را با دوستانش در حال بازی کردن بازی‌های ویدیویی گذراند.

she enjoys zapping between different genres of music.

او از تغییر بین ژانرهای مختلف موسیقی لذت می‌برد.

while zapping through the radio stations, he found a great song.

در حالی که در حال تغییر ایستگاه‌های رادیویی بود، یک آهنگ عالی پیدا کرد.

he is always zapping his phone to find new apps.

او همیشه تلفن خود را برای یافتن برنامه‌های جدید تغییر می‌دهد.

she was zapping through her emails, trying to clear her inbox.

او در حال تغییر ایمیل‌های خود بود و سعی داشت صندوق ورودی خود را خالی کند.

the kids were zapping around the house, full of energy.

بچه‌ها با تمام انرژی در حال پرسه زدن در خانه بودند.

he spent the evening zapping between different sports channels.

او شب را در حال تغییر بین کانال‌های ورزشی مختلف گذراند.

she found herself zapping through the book, unable to focus.

او متوجه شد که در حال تغییر صفحات کتاب است و نمی‌تواند تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید