shocking

[ایالات متحده]/'ʃɒkɪŋ/
[بریتانیا]/'ʃɑkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث تعجب شدید، نفرت یا وحشت؛ وحشتناک
v. احساس تعجب شدید یا نفرت کردن؛ شوکه شدن؛ در تضاد بودن

عبارات و ترکیب‌ها

shocking news

اخبار تکان‌دهنده

shocking discovery

کشف تکان‌دهنده

shocking behavior

رفتار تکان‌دهنده

thermal shock

ضربه حرارتی

shock absorber

جذب‌کننده ضربه

shock resistance

مقاومت در برابر شوک

electric shock

شوک الکتریکی

culture shock

ضربه فرهنگی

thermal shock resistance

مقاومت در برابر ضربه حرارتی

heat shock

ضربه حرارتی

in shock

در شوک

shock absorption

جذب ضربه

hemorrhagic shock

شوک خونریزی

heat shock protein

پروتئین شوک حرارتی

shock therapy

درمان شوک

septic shock

شوک سپتیک

shock tube

لوله شوک

shock test

آزمایش شوک

shock pressure

فشار شوک

shock resistant

ضد ضربه

shock load

بار شوک

cold shock

شوک سرما

oil shock

شوک نفتی

جملات نمونه

a deeply shocking and painful discovery

یک کشف عمیقاً تکان دهنده و دردناک

she brought shocking news.

او خبرهای تکان‌دهنده‌ای آورد.

I've got a shocking cold.

من یک سرماخوردگی تکان‌دهنده گرفتم.

His attitude was shocking to her.

رفتارش برای او تکان‌دهنده بود.

The shocking revelations caused quite a storm.

این افشاگری‌های تکان‌دهنده باعث ایجاد یک طوفان بزرگ شد.

Shocking crimes are now on the upswing.

جنایات تکان‌دهنده اکنون در حال افزایش هستند.

the movie seems more camp than shocking or gruesome.

به نظر می‌رسد فیلم بیشتر اغراق‌آمیز است تا تکان‌دهنده یا ترسناک.

a shocking exposé of a medical cover-up.

یک افشاگری تکان‌دهنده از یک پوشش پزشکی.

Her racy stories can be rather shocking.

داستان‌های جسورانه او می‌تواند نسبتاً تکان‌دهنده باشد.

We felt curious (as to) how she received the shocking news.

ما کنجکاو بودیم که چگونه او خبرهای تکان‌دهنده را دریافت کرد.

The report lays bare the shocking housing conditions in this city.

گزارش شرایط مسکن تکان‌دهنده در این شهر را آشکار می‌کند.

The shocking revelations finally woke me to the facts of the matter.

این افشاگری‌های تکان‌دهنده بالاخره مرا از حقیقت موضوع آگاه کرد.

It’s shocking how he has gone to seed in last few years.

بسیار تکان‌دهنده است که او در سال‌های اخیر چه تغییراتی کرده است.

The toilets and other communal facilities were in a shocking state.

سرویس‌های بهداشتی و سایر امکانات عمومی در وضعیت وحشتناکی قرار داشتند.

"We've become completely and utterly desensitise to the fact that breeding these deformed, disabled, disease-prone animals is either shocking or abnormal."

ما به طور کامل و بی احساس نسبت به این واقعیت شده ایم که پرورش این حیوانات تغییر شکل یافته، ناتوان و مستعد بیماری، یا شوک آور است یا غیر طبیعی.

It is vibrating caulking forming by good quality binder.Good thermal conductivity,high compressive resistance,high anti-heat shocking ,unattackable,abrasion resistance,long service life.

این یک قالب‌گیری ارتعاشی است که با استفاده از چسب با کیفیت خوب تشکیل شده است. رسانایی حرارتی خوب، مقاومت فشاری بالا، مقاومت بالا در برابر شوک حرارتی، غیرقابل نفوذ، مقاومت در برابر سایش، طول عمر زیاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید