zonules

[ایالات متحده]/ˈzɒn.juːl/
[بریتانیا]/ˈzɑː.njuːl/

ترجمه

n. نوار یا نوار کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

zonule fibers

فیبرهای زونوله

zonule attachment

اتصال زونوله

zonule structure

ساختار زونوله

zonule function

عملکرد زونوله

zonule area

ناحیه زونوله

zonule stability

پایداری زونوله

zonule integrity

یکپارچگی زونوله

zonule development

توسعه زونوله

zonule components

اجزای زونوله

zonule dynamics

پویایی زونوله

جملات نمونه

the zonule plays a crucial role in the eye's lens system.

زووله نقش حیاتی در سیستم لنزی چشم ایفا می‌کند.

researchers are studying the zonule's function in vision.

محققان در حال بررسی عملکرد زووله در بینایی هستند.

damage to the zonule can lead to vision problems.

آسیب به زووله می‌تواند منجر به مشکلات بینایی شود.

the zonule is essential for maintaining lens shape.

زووله برای حفظ شکل لنز ضروری است.

understanding the zonule's mechanics is important for eye surgery.

درک مکانیک زووله برای جراحی چشم مهم است.

changes in the zonule can affect focusing ability.

تغییرات در زووله می‌تواند بر توانایی تمرکز تأثیر بگذارد.

the zonule connects the ciliary body to the lens.

زووله عصب‌لوله‌ای را به عدسی متصل می‌کند.

injuries to the zonule require careful examination.

آسیب‌های زووله نیاز به بررسی دقیق دارد.

doctors often assess the zonule during eye examinations.

پزشکان اغلب زووله را در طول معاینات چشم ارزیابی می‌کنند.

the zonule's stability is vital for clear vision.

پایداری زووله برای دید واضح حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید