strand

[ایالات متحده]/strænd/
[بریتانیا]/strænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه ساحلی؛ طول هر ماده انعطاف‌پذیر؛ گروهی از چیزها یا افراد مشابه
vt. باعث به گل نشستن (کسی) شدن؛ باعث قرار گرفتن در وضعیت دشوار شدن؛ (چیزی را) با زور شکستن
vi. به گل نشستن

عبارات و ترکیب‌ها

strand of hair

طرز مو

strand of pearls

ردی از مروارید

genetic strand

پیوند ژنتیکی

fiber strand

طوق الیاف

seaside strand

نوار ساحلی

chopped strand

طوق خرد شده

chopped strand mat

حصیر رشته خرد شده

strand wire

سیم رشته ای

wire strand

سیم رشته ای

جملات نمونه

a strand of cotton.

یک تار پنبه

remnant strands of hair.

تارهای باقیمانده مو

a herd of stranded passengers.

گله‌ای از مسافران سرگردان

a whale stranded on the shore

یک نهنگ که روی ساحل گرفتار شده است

The convoy was stranded in the desert.

کاروان در صحرا سرگردان شده بود.

Preassembled parallel wire strands, in contrast to structural strands, do not require prestretching.

الیات سیم موازی از پیش مونتاژ شده، در تضاد با الیات ساختاری، نیازی به از پیش کشیدن ندارند.

be stranded in London without any money

در لندن بدون هیچ پولی گرفتار شوید

the ships were stranded in shallow water.

کشتی‌ها در آب‌های کم‌عمق سرگردان بودند.

two of the firm's lorries are stranded in France.

دو کامیون شرکت در فرانسه گرفتار شده اند.

he touched a strand of her hair.

او یک تار موی او را لمس کرد.

twist a length of rope from strands of hemp.

یک طول طناب را از الیات کنف با هم ترکیب کنید.

نمونه‌های واقعی

Each strand of spider silk is 1,000 times thinner than a strand of human hair.

هر رشته از تار عنکبوت 1000 برابر از رشته موی انسان نازک تر است.

منبع: If there is a if.

How do Cubans sort the different strands of his legacy?

کوبایی ها چگونه رشته های مختلف میراث او را مرتب می کنند؟

منبع: NPR News November 2016 Collection

The culture of our human world is woven from many different strands.

فرهنگ دنیای انسانی ما از بسیاری از رشته های مختلف بافته شده است.

منبع: If national treasures could speak.

I isolated a strand of the virus from Mon-El's blood.

من یک رشته از ویروس را از خون Mon-El جدا کردم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Most of my hair is brown, but there are some grey strands there.

اکثر موهای من قهوه ای است، اما چند رشته خاکستری هم وجود دارد.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Although it is made of thin, delicate strands, the web is not easily broken.

اگرچه از رشته های نازک و ظریف ساخته شده است، تار عنکبوت به راحتی نمی شکند.

منبع: Charlotte's Web

The right approach for America, therefore, has three strands.

بنابراین، رویکرد درست برای آمریکا دارای سه رشته است.

منبع: The Economist (Summary)

However, we also wish to model the water droplets contained within one tiny hair strand.

با این حال، ما همچنین می خواهیم قطرات آب موجود در یک رشته موی بسیار کوچک را مدل کنیم.

منبع: Two-Minute Paper

Excellent! She thought. I'll weave these strands into the baby's blanket. Some starlight, too.

عالی! او فکر کرد. من این رشته ها را در پتو نوزاد بافتم. کمی نور ستاره هم.

منبع: Storyline Online English Stories

It turns out that you can make pretty big things by tweaking small strands of DNA.

ببینید، شما می توانید چیزهای بزرگی را با تغییر دادن رشته های کوچک DNA بسازید.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید