accounts

[ایالات متحده]/[əˈkaʊnts]/
[بریتانیا]/[əˈkaʊnts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوابق معاملات مالی؛ افراد استخدام شده توسط یک شرکت؛ یک رابطه یا ارتباط
v. محاسبه و ثبت معاملات مالی؛ برای کسی مهم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

accounts payable

حساب‌های پرداختنی

open accounts

حساب‌های باز

manage accounts

مدیریت حساب‌ها

checking accounts

حساب‌های بانکی

savings accounts

حساب‌های پس‌انداز

social accounts

حساب‌های اجتماعی

create accounts

ایجاد حساب‌ها

review accounts

بررسی حساب‌ها

access accounts

دسترسی به حساب‌ها

accounts receivable

حساب‌های دریافتنی

جملات نمونه

we need to reconcile the bank accounts regularly.

ما باید به طور منظم حساب‌های بانکی را تطبیق دهیم.

the company manages several social media accounts.

شرکت چندین حساب رسانه های اجتماعی را مدیریت می کند.

he created a new email account to avoid spam.

او یک حساب ایمیل جدید ایجاد کرد تا از هرزنامه جلوگیری کند.

the auditor reviewed all financial accounts.

بازرس تمام حساب های مالی را بررسی کرد.

she keeps detailed records in her accounts payable system.

او سوابق دقیقی را در سیستم پرداخت های خود نگه می دارد.

they suspended his online accounts due to suspicious activity.

آنها به دلیل فعالیت مشکوک حساب های آنلاین او را تعلیق کردند.

the marketing team will handle the company's twitter accounts.

گروه بازاریابی مسئول رسیدگی به حساب های توییتر شرکت خواهد بود.

we’re tracking customer accounts to improve service.

ما در حال ردیابی حساب های مشتری برای بهبود خدمات هستیم.

the fraudster accessed multiple customer accounts.

کلاهبردار به چندین حساب مشتری دسترسی داشت.

he’s responsible for creating and maintaining user accounts.

او مسئول ایجاد و نگهداری حساب های کاربر است.

the system automatically generates monthly sales accounts.

سیستم به طور خودکار حساب های فروش ماهانه را تولید می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید