adorably

[ایالات متحده]/əˈdɔːrəbli/
[بریتانیا]/əˈdɔːrəb li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز جذاب یا دلپذیر؛ بسیار دوست داشتنی.؛ با احترام یا تحسین زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

adorably cute

به طرز بامه‌ای دوست‌داشتنی

adorably dressed

به طرز بامه‌ای خوب لباس پوشیده

adorably awkward

به طرز بامه‌ای دست و پا چلفتی

adorably clumsy

به طرز بامه‌ای ناشی

adorably innocent

به طرز بامه‌ای معصوم

adorably sleepy

به طرز بامه‌ای خواب‌آلود

adorably excited

به طرز بامه‌ای هیجان‌زده

adorably playful

به طرز بامه‌ای بازیگوش

adorably charming

به طرز بامه‌ای جذاب

adorably small

به طرز بامه‌ای کوچک

جملات نمونه

the baby was adorably sucking on its thumb.

نوزاد به طرز بامسی در حال مکیدن انگشت شست خود بود.

she dressed her dog in an adorably small hat.

او سگی خود را با یک کلاه کوچک و بامسی پوشاند.

the kittens were playing adorably with a ball of yarn.

بچه گربه ها به طرز بامسی با یک گلوله نخ بازی می کردند.

he smiled adorably at his girlfriend.

او به طرز بامسی به دوست دخترش لبخند زد.

the puppy was wagging its tail adorably.

سگ بچه به طرز بامسی دم خود را تکان می داد.

they decorated the cake adorably with sprinkles.

آنها کیک را به طرز بامسی با طرح‌دار تزئین کردند.

the child was adorably trying to build a sandcastle.

کودک به طرز بامسی سعی می کرد یک قلعه شنی بسازد.

he spoke with an adorably childish voice.

او با صدای کودکانه و بامسی صحبت کرد.

the couple danced adorably under the moonlight.

زوج در زیر نور ماه به طرز بامسی رقصیدند.

she laughed adorably at his silly joke.

او به شوخی احمقانه او به طرز بامسی خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید