aircraft

[ایالات متحده]/ˈeəkrɑːft/
[بریتانیا]/ˈerkræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیما، ماشین پرنده، هواپیما، وسیله پرنده، کشتی پرنده

عبارات و ترکیب‌ها

commercial aircraft

هواپیمای تجاری

military aircraft

هواپیمای نظامی

passenger aircraft

هواپیمای مسافربری

cargo aircraft

هواپیمای باربری

private aircraft

هواپیمای خصوصی

aircraft carrier

ناو هواپیما بر

civil aircraft

هواپیمای غیرنظامی

aircraft engine

موتور هواپیما

aircraft industry

صنعت هواپیما

combat aircraft

هواپیمای جنگی

jet aircraft

هواپیمای جت

light aircraft

هواپیمای سبک

aircraft noise

سر و صدای هواپیما

pilotless aircraft

هواپیمای بدون خلبان

aircraft crew

خدمه هواپیما

aircraft fuel

سوخت هواپیما

supersonic aircraft

هواپیمای فراصوت

stealth aircraft

هواپیمای نامرئی

aircraft skin

پوست هواپیما

aircraft construction

ساخت هواپیما

trainer aircraft

هواپیمای آموزشی

جملات نمونه

decompression of the aircraft cabin.

تخلیه کابین هواپیما

the aircraft began to descend.

هواپیما شروع به فرود آمدن کرد.

the production of aircraft parts.

تولید قطعات هواپیما

an aircraft disgorging paratroopers.

هواپیمایی که چتربازان را تخلیه می کرد.

combat aircraft aloft and aground.

هواپیماهای جنگی در هوا و روی زمین.

The aircraft are flying in formation.

هواپیماها در حال پرواز در یک آرایش هستند.

stability augmentation of aircraft

افزایش پایداری هواپیما

The aircraft was flying in a northerly direction.

هواپیما به سمت شمال در حال پرواز بود.

pressurized section of an aircraft.

بخش تحت فشار هواپیما

the body of the aircraft was filled with smoke.

بدنه هواپیما با دود پر شد.

an aircraft crashed and burst into flames.

یک هواپیما سقوط کرد و آتش گرفت.

the aircraft is a derivative of the Falcon 20G.

این هواپیما مشتق از Falcon 20G است.

175 enemy aircraft had been downed.

175 فروند هواپیمای دشمن سرنگون شده بود.

an aircraft with a failed engine.

هواپیمایی با موتور خراب.

the aircraft remains in fine fettle .

هواپیما همچنان در شرایط خوبی قرار دارد.

a major aircraft accident is manna to lawyers.

یک حادثه بزرگ هواپیمایی نعمت برای وکلا است.

an excellent aircraft for low-level reconnaissance.

یک هواپیمای عالی برای شناسایی سطح پایین.

the tiny aircraft rose from the ground.

هواپیمای کوچک از زمین بلند شد.

نمونه‌های واقعی

Just like you were flying an aircraft.

مانند این که در حال پرواز با یک هواپیما باشید.

منبع: Super Girl Season 2 S02

A glider is an aircraft that does not have an engine.

گلایدر یک هواپیما است که موتور ندارد.

منبع: VOA Special September 2017 Collection

These folks will move from aircraft to aircraft as a team.

این افراد به عنوان یک تیم از یک هواپیما به هواپیمای دیگر حرکت خواهند کرد.

منبع: VOA Video Highlights

Both planes were Boeing 737 Max 8 aircraft.

هر دو هواپیما هواپیماهای بوئینگ 737 Max 8 بودند.

منبع: BBC Listening Compilation March 2019

And if it's airworthy, the aircraft is safe.

و اگر قابل پرواز باشد، هواپیما ایمن است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

So there'd be another aircraft in front of us.

بنابراین یک هواپیمای دیگر در جلوی ما خواهد بود.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

They begin to apply before you board the aircraft.

آنها قبل از سوار شدن به هواپیما شروع به درخواست می کنند.

منبع: The Economist (Summary)

He is a big supporter of using unmanned aircraft.

او از استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین حمایت می کند.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

Passenger aircraft bodies have traditionally been made of aluminum.

بدنه هواپیماهای مسافربری به طور سنتی از آلومینیوم ساخته شده است.

منبع: This month VOA Special English

Iran has denied it lost an aircraft in the area.

ایران اعلام کرده است که هواپیمایی در این منطقه از دست نداده است.

منبع: VOA Special July 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید