amateurishly

[ایالات متحده]/ˌæmətərˈɪʃli/
[بریتانیا]/ˌæməˈtɜːrɪʃli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که فاقد مهارت یا تجربه است؛ به طرز ناشیانه.

عبارات و ترکیب‌ها

amateurishly decorated

با تزئینات آماتور

amateurishly performed

اجرای آماتور

amateurishly written article

مقاله آماتور نوشته شده

amateurishly edited video

ویدئوی ویرایش شده به صورت آماتور

amateurishly handled situation

شرایط به صورت آماتور مدیریت شد

amateurishly prepared presentation

ارائه آماتور آماده شده

جملات نمونه

the painting was amateurishly done, with thick brushstrokes and unrealistic colors.

نقاشی به طرز آماتوری انجام شده بود، با خطوط قلم‌مو ضخیم و رنگ‌های غیرواقعی.

his attempt to play the guitar was amateurishly executed, resulting in a cacophony of noise.

تلاش او برای نواختن گیتار به طرز آماتوری انجام شد و در نتیجه، مجموعه‌ای از صداهای ناهنجار ایجاد شد.

the amateurishly written script lacked depth and coherence, making it difficult to follow.

فیلم‌نامه به طرز آماتوری نوشته شده بود، فاقد عمق و انسجام بود و دنبال کردن آن را دشوار می‌کرد.

don't let the amateurishly decorated cake fool you; it tastes surprisingly delicious.

نگذارید کیک با تزئینات آماتوری شما را فریب دهد؛ طعم آن به طرز شگفت‌انگیزی خوشمزه است.

the amateurishly constructed model ship was a testament to his youthful enthusiasm, even if it wasn't very accurate.

کشتی مدل به طرز آماتوری ساخته شده بود و نشان‌دهنده اشتیاق جوانی او بود، حتی اگر خیلی دقیق نبود.

her attempt at baking bread was amateurishly done, resulting in a dense and chewy loaf.

تلاش او برای پخت نان به طرز آماتوری انجام شد و در نتیجه، نانی متراکم و جویدنی به دست آمد.

the amateurishly edited video had numerous jump cuts and awkward transitions, making it jarring to watch.

ویدئوی به طرز آماتوری تدوین شده، دارای صحنه‌های بریده‌بریده متعدد و گذرهای ناهموار بود که تماشای آن را آزاردهنده می‌کرد.

despite his amateurishly written song lyrics, the singer's passionate delivery captivated the audience.

با وجود شعر ترانه‌هایی که به طرز آماتوری نوشته شده بود، اجرای پرشور خواننده مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the amateurishly designed website was cluttered and difficult to navigate, lacking any clear structure or purpose.

وب‌سایت با طراحی آماتوری شلوغ و پیمایش آن دشوار بود و فاقد هرگونه ساختار یا هدفی مشخص بود.

his amateurishly drawn portrait lacked detail and resemblance, making it more of a caricature than a likeness.

تصویر پرتره به طرز آماتوری کشیده شده بود، فاقد جزئیات و شباهت بود و بیشتر شبیه یک کاریکاتور بود تا یک تصویر واقعی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید