annoyance

[ایالات متحده]/ə'nɒɪəns/
[بریتانیا]/ə'nɔɪəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحریک؛ مشکل؛ چیزی یا کسی که باعث ناامیدی یا تحریک می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

there was annoyance at government interference.

حضور ناراحتی از دخالت دولت وجود داشت.

annoyance that wasn't part of the deal.

ناراحتی که بخشی از توافق نبود.

The noisy traffic is a continual annoyance to the citizens.

ترافیک پر سر و صدا یک ناراحتی مداوم برای شهروندان است.

I felt annoyance at being teased.

من احساس ناراحتی از مسخره شدن کردم.

His annoyance had unbridled his tongue.

ناراحتی او زبانش را آزاد کرده بود.

Why do you always take your annoyance out on me?

چرا همیشه ناراحتی خود را سر من خالی می کنید؟

A dog that barks constantly can be a source of annoyance to the neighbours.

سگی که دائما پارس می کند می تواند منبع ناراحتی برای همسایه ها باشد.

he turned his charm on Tara, much to Hegarty's annoyance .

او با جذابیت خود به سمت ترا توجه کرد، که باعث ناراحتی هگارتی شد.

looked annoyance at the judge; looked his devotion to me.

با ناراحتی به قاضی نگاه کرد؛ نگاهش به تعهدش به من بود.

The child badgered his parents to buy him a new bicycle. Topester is to inflict a succession of petty annoyances:

کودک والدین خود را برای خرید یک دوچرخه جدید آزار داد. Topester این است که یک سری ناراحتی های جزئی را تحمیل کند:

نمونه‌های واقعی

A dying battery is a huge annoyance for cell phone users.

باتری در حال اتمام یک منبع آزار بزرگ برای کاربران تلفن همراه است.

منبع: Science in 60 Seconds November 2017 Compilation

Hermione shot him a look of annoyance.

هرمیون نگاهی پر از ناراحتی به او کرد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

One may be thicker than the other -- one of life's little annoyances.

شاید یکی از آنها ضخیم تر از دیگری باشد - یکی از کوچکترین ناراحتی های زندگی.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

Harry felt a second stab of annoyance.

هری احساس دومین ضربه ناراحتی کرد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

There was a distinct of annoyance in her reply.

در پاسخ او، ناراحتی مشخص بود.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Jet lag may seem like a minor annoyance.

تاخیر زمانی ممکن است مانند یک ناراحتی جزئی به نظر برسد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection, October 2013

What's with the campaign of mass annoyance?

چه ربطی به کمپین ناراحتی گسترده دارد؟

منبع: Lost Girl Season 2

This is an expression that shows annoyance or exasperation.

این عبارتی است که نشان دهنده ناراحتی یا کلافگی است.

منبع: Rachel's Classroom on Phrasal Verbs

He gave a mild answer, in spite of his annoyance.

با وجود ناراحتی‌اش، پاسخ ملایمی داد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

The flu may seem like just an annoyance or maybe even an excuse to miss work or school.

آنفولانزا ممکن است فقط یک ناراحتی به نظر برسد یا شاید حتی بهانه‌ای برای غیبت از کار یا مدرسه باشد.

منبع: Learn English with Matthew.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید