armchair

[ایالات متحده]/ɑːm'tʃeə/
[بریتانیا]/'ɑrmtʃɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی راحت با پشتیبانی جانبی برای استراحت بازوها، که معمولاً برای استراحت یا مطالعه استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعarmchairs

عبارات و ترکیب‌ها

comfortable armchair

صندلی راحت

leather armchair

صندلی چرمی

reclining armchair

صندلی تخت‌شو

rocking armchair

صندلی راکر

جملات نمونه

armchair warriors in the Pentagon; an armchair traveler.

افراد جنگجو پشت میزی در پنتاگون؛ یک مسافر صندلی.

armchairs with caned seats.

صندلی‌های راحتی با نشیمنگاه‌های حصیری.

plunked into the armchair with a sigh of relief.

با نفسی راحت در صندلی راحت نشست.

That armchair is comfortable but not very aesthetic.

آن صندلی راحت است اما خیلی هم زیبا نیست.

castors under an armchair

چرخ‌های زیر یک صندلی راحت

She sprawled untidily in an armchair.

او به طور نامرتب در یک صندلی راحت دراز کشید.

the shop is a pole star for both actual and armchair travellers.

این مغازه یک ستاره راهنما برای هر دو مسافر واقعی و مسافران صندلی است.

she sat in an armchair, absorbed in a book.

او روی صندلی نشسته بود و در مطالعه کتاب غرق شده بود.

an armchair was drawn up at an angle to his desk.

یک صندلی راحت به زاویه‌ای نسبت به میز او نزدیک شده بود.

he sat down on the armchair and started to greet.

او روی صندلی راحت نشست و شروع به خوشامدگویی کرد.

she thankfully accepted the armchair she was offered.

او با تشکر صندلی راحتی که به او پیشنهاد شده بود را پذیرفت.

The child curled up in an armchair to read.

کودک برای خواندن در یک صندلی راحت جمع شد.

I love curling up in an armchair with a good book.

من عاشق جمع شدن در یک صندلی راحت با یک کتاب خوب هستم.

She sat in an armchair by the fire, reading a newspaper.

او کنار آتش روی یک صندلی راحت نشسته بود و روزنامه می‌خواند.

The word “armchair” has connotations of comfort and relaxation.

کلمه

He ensconced himself in the armchair.

او خود را در صندلی راحتی قرار داد.

He lounged in an armchair in a stance of deliberate contempt.

او با حالتی از تحقیر آگاهانه در یک صندلی راحتی دراز کشید.

نمونه‌های واقعی

There are some armchairs in the room.

در اتاق چند صندلی راحتی وجود دارد.

منبع: New Concept English: American Edition, Book 1 (Translation)

Rob wants to buy a new armchair.

راب می‌خواهد یک صندلی راحتی جدید بخرد.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

The rest are content to just sit in their cosy armchairs and watch.

بقیه هم راضی هستند که فقط روی صندلی‌های راحتی خود بنشینند و تماشا کنند.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 9)

Conversation C Did Rob find a new armchair at the furniture store, Abby?

گفتگوی C آیا راب صندلی راحتی جدیدی در فروشگاه مبلمان پیدا کرد، ابی؟

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Are you done with your armchair analysis, 3-divorce annie?

آیا از تحلیل صندلی راحتی خود تمام کرده اید، آنی طلاق سه‌گانه؟

منبع: Desperate Housewives Season 4

Bob is sitting in an armchair.

باب روی یک صندلی راحتی نشسته است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

The mice hide behind the arm of the armchair again.

موش‌ها دوباره پشت بازوی صندلی راحتی پنهان می‌شوند.

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

So I obeyed John's order and approached his armchair, thinking how very ugly his face was.

بنابراین من از دستور جان پیروی کردم و به صندلی راحتی او نزدیک شدم و به چهره زشتش فکر کردم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

So, armchairs are more comfortable than other chairs.

بنابراین صندلی‌های راحتی از صندلی‌های دیگر راحت‌تر هستند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

The man is standing next to the armchair.

مرد کنار صندلی راحتی ایستاده است.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید