blissful

[ایالات متحده]/ˈblɪsfl/
[بریتانیا]/ˈblɪsfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از شادی و خوشحالی.

جملات نمونه

a blissful couple holding a baby.

یک زوج خوشحال که نوزادی را در آغوش دارند.

the blissful caress of cool cotton sheets.

نوازش دلپذیر پارچه پنبه خنک.

She remained in blissful ignorance of these events.

او به خوشی از این وقایع بی‌خبر ماند.

blissful state of mind

حالت ذهن خوشحال

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید