a blissful couple holding a baby.
یک زوج خوشحال که نوزادی را در آغوش دارند.
the blissful caress of cool cotton sheets.
نوازش دلپذیر پارچه پنبه خنک.
She remained in blissful ignorance of these events.
او به خوشی از این وقایع بیخبر ماند.
blissful state of mind
حالت ذهن خوشحال
a blissful couple holding a baby.
یک زوج خوشحال که نوزادی را در آغوش دارند.
the blissful caress of cool cotton sheets.
نوازش دلپذیر پارچه پنبه خنک.
She remained in blissful ignorance of these events.
او به خوشی از این وقایع بیخبر ماند.
blissful state of mind
حالت ذهن خوشحال
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید