casual

[ایالات متحده]/ˈkæʒuəl/
[بریتانیا]/ˈkæʒuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌تفاوت؛ نامنظم؛ آرام؛ غیر عمدی؛ دلخواه.
Word Forms
جمعcasuals

عبارات و ترکیب‌ها

casual wear

لباسهای غیررسمی

casual clothing

لباس‌های غیررسمی

casual pants

شلوار غیررسمی

business casual

نیمه رسمی

casual dress

لباس غیررسمی

casual sex

رابطه جنسی غیررسمی

casual water

آب غیررسمی

casual leave

مرخصی غیررسمی

جملات نمونه

the inn's casual atmosphere.

فضای غیررسمی مهمان‌سرای

made a casual observation.

یک نظر غیررسمی داد.

a casual atmosphere with a dash of sophistication.

فضای غیررسمی با کمی ظرافت.

a casual evening with friends.

یک شام غیررسمی با دوستان.

a casual disregard for cold weather.

بی‌اعتنایی غیررسمی به هوای سرد.

a casual attitude toward drugs.

یک نگرش غیررسمی نسبت به مواد مخدر.

We are only casual acquaintances.

ما فقط آشنایان غیررسمی هستیم.

She's a very casual person.

او شخص بسیار غیررسمی است.

casual employment at a factory; a casual correspondence with a former teacher.

اشتغال غیررسمی در یک کارخانه؛ مکاتبه غیررسمی با یک معلم سابق.

the tent is ideal for casual outdoor use.

چادر برای استفاده غیررسمی در فضای باز ایده آل است.

he pretended it was a casual meeting.

او وانمود کرد که یک ملاقات غیررسمی است.

looking cool in casual clobber.

با ظاهری خنک و لباس‌های غیررسمی.

his tone was casual and conversational.

لحن او غیررسمی و محاوره‌ای بود.

the work is done in a rather casual fashion.

این کار به روشی کاملاً غیررسمی انجام می شود.

to a casual observer, he was at peace.

از نظر یک ناظر غیررسمی، او در صلح بود.

نمونه‌های واقعی

Are interviews more casual, or more formal?

آیا مصاحبه‌ها غیررسمی‌تر هستند یا رسمی‌تر؟

منبع: Rachel's Classroom: Job Interview

It's better to look too smart than too casual.

بهتر است خیلی باهوش به نظر برسید تا خیلی غیررسمی.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 15

Even introverts distinguish between close and casual friends.

حتی درون‌گراها تفاوت بین دوستان صمیمی و غیررسمی را تشخیص می‌دهند.

منبع: Love Story

These can range from very casual to very formal.

اینها می‌تواند از خیلی غیررسمی تا خیلی رسمی متغیر باشد.

منبع: Advanced Daily Grammar

Because that's casual. That's what casual people do.

چون این غیررسمی است. این کاری است که افراد غیررسمی انجام می‌دهند.

منبع: (500) Days of Summer

It means that someone forgot that we had an agreement to keep things casual.

این بدان معناست که کسی فراموش کرده بود ما توافق کرده بودیم که همه چیز را غیررسمی نگه داریم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Yeah, does that seem too casual?

بله، آیا این خیلی غیررسمی به نظر می‌رسد؟

منبع: English PK Platform - Authentic American English Audio Version

What do you know about casual drinking?

در مورد نوشیدن غیررسمی چه می‌دانید؟

منبع: Modern Family Season 6

The half suit sits somewhere between coordinated office wear and something more casual.

نیمه کت و شلوار در جایی بین پوشیدن دفتر کار هماهنگ و چیزی غیررسمی‌تر قرار دارد.

منبع: The Guardian Reading Selection

First, you should ask if it is a formal or casual party.

ابتدا باید بپرسید که آیا یک مهمانی رسمی یا غیررسمی است.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید