| جمع | charities |
donate to charity
اهدای پول به خیریه
charity event
مراسم خیریه
in charity
به نفع خیریه
charity work
کار خیریه
out of charity
به منظور خیریه
charity sale
فروش خیریه
charity school
مدرسه خیریه
the kickoff of a charity campaign.
شروع یک کمپین خیریه
a contributor to charity
یک حامی خیریه
the star prize in the charity raffle.
جایزه ویژه در قرعه کشی خیریه
Charity is the daughter of civilization.
خیریه دختر تمدن است.
We'd dispense with charity drives.
ما از برگزاری کمپین های خیریه صرف نظر می کنیم.
a charity show in aid of Leukaemia Research.
یک نمایش خیریه به نفع تحقیقات سرطان خون
the charity cares for destitute children.
خیریه از کودکان بی بضاعت مراقبت می کند.
the charity must have an eye to the future.
خیریه باید به آینده توجه داشته باشد.
charity salves our conscience.
خیریه وجدان ما را التیام می بخشد.
True charity doesn't consist in almsgiving.
خیریه واقعی در صدقه دادن نیست.
The charity is totally dependent on the Church's bounty.
خیریه کاملاً به سخاوت کلیسا وابسته است.
Certain charities are exempt from VAT registration.
برخی از خیریه ها از ثبت نام مالیات بر ارزش افزوده معاف هستند.
The charity is completely reliant on public donations.
خیریه کاملاً به کمک های عمومی متکی است.
She had no means of subsistence and was dependent on charity.
او هیچ وسیلهای برای گذران زندگی نداشت و به خیریه وابسته بود.
we give to charity because it appeases our guilt.
ما به خیریه کمک می کنیم زیرا گناه ما را التیام می بخشد.
the charity cares for destitute and deprived children.
خیریه از کودکان بی بضاعت و محروم مراقبت می کند.
the charity's bank account has been frozen.
حساب بانکی خیریه مسدود شده است.
to mark its fiftieth birthday the charity held a fashion show.
به مناسبت پنجاهمین سالگرد خود، خیریه یک نمایش مد برگزار کرد.
donate to charity
اهدای پول به خیریه
charity event
مراسم خیریه
in charity
به نفع خیریه
charity work
کار خیریه
out of charity
به منظور خیریه
charity sale
فروش خیریه
charity school
مدرسه خیریه
the kickoff of a charity campaign.
شروع یک کمپین خیریه
a contributor to charity
یک حامی خیریه
the star prize in the charity raffle.
جایزه ویژه در قرعه کشی خیریه
Charity is the daughter of civilization.
خیریه دختر تمدن است.
We'd dispense with charity drives.
ما از برگزاری کمپین های خیریه صرف نظر می کنیم.
a charity show in aid of Leukaemia Research.
یک نمایش خیریه به نفع تحقیقات سرطان خون
the charity cares for destitute children.
خیریه از کودکان بی بضاعت مراقبت می کند.
the charity must have an eye to the future.
خیریه باید به آینده توجه داشته باشد.
charity salves our conscience.
خیریه وجدان ما را التیام می بخشد.
True charity doesn't consist in almsgiving.
خیریه واقعی در صدقه دادن نیست.
The charity is totally dependent on the Church's bounty.
خیریه کاملاً به سخاوت کلیسا وابسته است.
Certain charities are exempt from VAT registration.
برخی از خیریه ها از ثبت نام مالیات بر ارزش افزوده معاف هستند.
The charity is completely reliant on public donations.
خیریه کاملاً به کمک های عمومی متکی است.
She had no means of subsistence and was dependent on charity.
او هیچ وسیلهای برای گذران زندگی نداشت و به خیریه وابسته بود.
we give to charity because it appeases our guilt.
ما به خیریه کمک می کنیم زیرا گناه ما را التیام می بخشد.
the charity cares for destitute and deprived children.
خیریه از کودکان بی بضاعت و محروم مراقبت می کند.
the charity's bank account has been frozen.
حساب بانکی خیریه مسدود شده است.
to mark its fiftieth birthday the charity held a fashion show.
به مناسبت پنجاهمین سالگرد خود، خیریه یک نمایش مد برگزار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید