cheerfulness

[ایالات متحده]/'tʃiəfulnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوشحالی، شادی
Word Forms

جملات نمونه

His cheerfulness is contagious, spreading joy to everyone around him.

سرزندگی او مسری است و شادی را به همه اطراف خود پراکنده می‌کند.

I appreciate her cheerfulness in the face of adversity.

من از خوشحالی او در برابر سختی‌ها قدردانی می‌کنم.

She exudes cheerfulness wherever she goes.

او در هر کجا که می‌رود، خوشحالی را از خود نشان می‌دهد.

His cheerfulness is a ray of sunshine on a rainy day.

سرزندگی او مانند یک روز آفتابی در یک روز بارانی، امیدبخش است.

She faced the challenge with cheerfulness and determination.

او با خوشحالی و قاطعیت با چالش روبرو شد.

The children's laughter filled the room with cheerfulness.

خنده کودکان اتاق را با خوشحالی پر کرد.

His cheerfulness is a source of strength during difficult times.

سرزندگی او منبع قدرت در زمان‌های سخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید