cherishes memories
ارزش قائل شدن برای خاطرات
cherishes love
ارزش قائل شدن برای عشق
cherishes family
ارزش قائل شدن برای خانواده
cherishes friendship
ارزش قائل شدن برای دوستی
cherishes moments
ارزش قائل شدن برای لحظات
cherishes life
ارزش قائل شدن برای زندگی
cherishes traditions
ارزش قائل شدن برای سنتها
cherishes values
ارزش قائل شدن برای ارزشها
cherishes art
ارزش قائل شدن برای هنر
cherishes nature
ارزش قائل شدن برای طبیعت
she cherishes her family above all else.
او بیش از همه خانوادهاش را ارج مینهد.
he cherishes the memories of his childhood.
او خاطرات دوران کودکی خود را گرامی میدارد.
they cherish their friendship and always support each other.
آنها دوستی خود را ارج مینهند و همیشه از یکدیگر حمایت میکنند.
the artist cherishes every piece of feedback from her audience.
هنرمند از هر بازخوردی که از مخاطبانش دریافت میکند، قدردانی میکند.
she cherishes the time spent with her grandparents.
او زمانی را که با پدربزرگ و مادربزرگش میگذراند، ارج مینهد.
he cherishes his freedom and independence.
او آزادی و استقلال خود را ارج مینهد.
they cherish their traditions and pass them down through generations.
آنها سنتهای خود را ارج مینهند و آنها را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند.
she cherishes the little moments in life that bring her joy.
او لحظات کوچک زندگی که شادی را برایش به ارمغان میآورند، ارج مینهد.
he cherishes his health and exercises regularly.
او سلامتی خود را ارج مینهد و به طور منظم ورزش میکند.
they cherish the beauty of nature and often go hiking.
آنها زیبایی طبیعت را ارج مینهند و اغلب به پیادهروی میروند.
cherishes memories
ارزش قائل شدن برای خاطرات
cherishes love
ارزش قائل شدن برای عشق
cherishes family
ارزش قائل شدن برای خانواده
cherishes friendship
ارزش قائل شدن برای دوستی
cherishes moments
ارزش قائل شدن برای لحظات
cherishes life
ارزش قائل شدن برای زندگی
cherishes traditions
ارزش قائل شدن برای سنتها
cherishes values
ارزش قائل شدن برای ارزشها
cherishes art
ارزش قائل شدن برای هنر
cherishes nature
ارزش قائل شدن برای طبیعت
she cherishes her family above all else.
او بیش از همه خانوادهاش را ارج مینهد.
he cherishes the memories of his childhood.
او خاطرات دوران کودکی خود را گرامی میدارد.
they cherish their friendship and always support each other.
آنها دوستی خود را ارج مینهند و همیشه از یکدیگر حمایت میکنند.
the artist cherishes every piece of feedback from her audience.
هنرمند از هر بازخوردی که از مخاطبانش دریافت میکند، قدردانی میکند.
she cherishes the time spent with her grandparents.
او زمانی را که با پدربزرگ و مادربزرگش میگذراند، ارج مینهد.
he cherishes his freedom and independence.
او آزادی و استقلال خود را ارج مینهد.
they cherish their traditions and pass them down through generations.
آنها سنتهای خود را ارج مینهند و آنها را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند.
she cherishes the little moments in life that bring her joy.
او لحظات کوچک زندگی که شادی را برایش به ارمغان میآورند، ارج مینهد.
he cherishes his health and exercises regularly.
او سلامتی خود را ارج مینهد و به طور منظم ورزش میکند.
they cherish the beauty of nature and often go hiking.
آنها زیبایی طبیعت را ارج مینهند و اغلب به پیادهروی میروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید