clumpings

[ایالات متحده]/ˈklʌmpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈklʌmpɪŋz/

ترجمه

n.clusters; گروه‌ها; انعقاد؛ تجمع
v.moving heavily; تشکیل دادن؛ انعقاد (اسم فعل در حال انجام از clump)

عبارات و ترکیب‌ها

blood clumpings

خون بستگی‌ها

cell clumpings

بستگی سلولی

tissue clumpings

بستگی بافتی

ice clumpings

توده های یخ

snow clumpings

توده های برف

soil clumpings

توده های خاک

protein clumping

خوشه‌بندی پروتئین

blood clumping

خون بستگی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید