water condenses
آب متراکم می شود
air condenses
هوا متراکم می شود
steam condenses
بخار متراکم می شود
gas condenses
گاز متراکم می شود
vapor condenses
تبخیر متراکم می شود
cloud condenses
ابر متراکم می شود
moisture condenses
رطوبت متراکم می شود
liquid condenses
مایع متراکم می شود
energy condenses
انرژی متراکم می شود
heat condenses
گرما متراکم می شود
the scientist condenses the data into a clear report.
دانشمند دادهها را به یک گزارش واضح تبدیل میکند.
as the steam condenses, it forms water droplets.
همانطور که بخار متراکم میشود، قطرات آب تشکیل میشوند.
the author condenses the main ideas into a summary.
نویسنده ایدههای اصلی را به خلاصهای تبدیل میکند.
heat condenses the gas into liquid form.
گرما گاز را به شکل مایع تبدیل میکند.
the chef condenses flavors to enhance the dish.
آشپز طعمها را برای بهبود غذا متراکم میکند.
the teacher condenses complex topics for easier understanding.
معلم موضوعات پیچیده را برای درک آسانتر متراکم میکند.
the film condenses a long story into a short runtime.
فیلم داستان طولانی را به زمان اجرا کوتاه تبدیل میکند.
the project condenses several phases into one timeline.
پروژه چندین فاز را در یک جدول زمانی متراکم میکند.
the software condenses files to save disk space.
نرمافزار فایلها را برای صرفهجویی در فضای دیسک متراکم میکند.
the artist condenses emotions into a powerful painting.
هنرمند احساسات را به یک نقاشی قدرتمند تبدیل میکند.
water condenses
آب متراکم می شود
air condenses
هوا متراکم می شود
steam condenses
بخار متراکم می شود
gas condenses
گاز متراکم می شود
vapor condenses
تبخیر متراکم می شود
cloud condenses
ابر متراکم می شود
moisture condenses
رطوبت متراکم می شود
liquid condenses
مایع متراکم می شود
energy condenses
انرژی متراکم می شود
heat condenses
گرما متراکم می شود
the scientist condenses the data into a clear report.
دانشمند دادهها را به یک گزارش واضح تبدیل میکند.
as the steam condenses, it forms water droplets.
همانطور که بخار متراکم میشود، قطرات آب تشکیل میشوند.
the author condenses the main ideas into a summary.
نویسنده ایدههای اصلی را به خلاصهای تبدیل میکند.
heat condenses the gas into liquid form.
گرما گاز را به شکل مایع تبدیل میکند.
the chef condenses flavors to enhance the dish.
آشپز طعمها را برای بهبود غذا متراکم میکند.
the teacher condenses complex topics for easier understanding.
معلم موضوعات پیچیده را برای درک آسانتر متراکم میکند.
the film condenses a long story into a short runtime.
فیلم داستان طولانی را به زمان اجرا کوتاه تبدیل میکند.
the project condenses several phases into one timeline.
پروژه چندین فاز را در یک جدول زمانی متراکم میکند.
the software condenses files to save disk space.
نرمافزار فایلها را برای صرفهجویی در فضای دیسک متراکم میکند.
the artist condenses emotions into a powerful painting.
هنرمند احساسات را به یک نقاشی قدرتمند تبدیل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید