condenses

[ایالات متحده]/kənˈdɛnsɪz/
[بریتانیا]/kənˈdɛnsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متراکم‌تر یا متمرکزتر کردن؛ تغییر از گاز به مایع؛ خلاصه‌کردن یا بیان در فرم مختصرتر

عبارات و ترکیب‌ها

water condenses

آب متراکم می شود

air condenses

هوا متراکم می شود

steam condenses

بخار متراکم می شود

gas condenses

گاز متراکم می شود

vapor condenses

تبخیر متراکم می شود

cloud condenses

ابر متراکم می شود

moisture condenses

رطوبت متراکم می شود

liquid condenses

مایع متراکم می شود

energy condenses

انرژی متراکم می شود

heat condenses

گرما متراکم می شود

جملات نمونه

the scientist condenses the data into a clear report.

دانشمند داده‌ها را به یک گزارش واضح تبدیل می‌کند.

as the steam condenses, it forms water droplets.

همانطور که بخار متراکم می‌شود، قطرات آب تشکیل می‌شوند.

the author condenses the main ideas into a summary.

نویسنده ایده‌های اصلی را به خلاصه‌ای تبدیل می‌کند.

heat condenses the gas into liquid form.

گرما گاز را به شکل مایع تبدیل می‌کند.

the chef condenses flavors to enhance the dish.

آشپز طعم‌ها را برای بهبود غذا متراکم می‌کند.

the teacher condenses complex topics for easier understanding.

معلم موضوعات پیچیده را برای درک آسان‌تر متراکم می‌کند.

the film condenses a long story into a short runtime.

فیلم داستان طولانی را به زمان اجرا کوتاه تبدیل می‌کند.

the project condenses several phases into one timeline.

پروژه چندین فاز را در یک جدول زمانی متراکم می‌کند.

the software condenses files to save disk space.

نرم‌افزار فایل‌ها را برای صرفه‌جویی در فضای دیسک متراکم می‌کند.

the artist condenses emotions into a powerful painting.

هنرمند احساسات را به یک نقاشی قدرتمند تبدیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید