depresses

[ایالات متحده]/dɪˈprɛsɪz/
[بریتانیا]/dɪˈprɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پایین فشار آوردن؛ قیمت را پایین آوردن؛ غمگین یا تاریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

depresses me

من را ناراحت می‌کند

depresses us

ما را ناراحت می‌کند

depresses him

او را ناراحت می‌کند

depresses her

او را ناراحت می‌کند

depresses them

آنها را ناراحت می‌کند

depresses everyone

همه را ناراحت می‌کند

depresses me greatly

من را بسیار ناراحت می‌کند

depresses the mood

فضای حاکم را ناراحت می‌کند

depresses my spirits

روحیه من را ناراحت می‌کند

depresses the crowd

جمعیت را ناراحت می‌کند

جملات نمونه

the gloomy weather often depresses my mood.

هواى تكريه اغلب باعث ناراحتی من می‌شود.

hearing bad news frequently depresses people.

شنیدن اخبار بد اغلب مردم را ناراحت می‌کند.

she feels that her job depresses her creativity.

او احساس می‌کند که شغلش خلاقیت او را سرکوب می‌کند.

watching sad movies sometimes depresses me.

تماشای فیلم‌های غم‌انگیز گاهی اوقات من را ناراحت می‌کند.

the constant negativity in the news depresses viewers.

نकारात्मकیت مداوم در اخبار بینندگان را ناراحت می‌کند.

financial troubles can significantly depress one's spirits.

مشکلات مالی می‌توانند به طور قابل توجهی روحیه افراد را سرکوب کنند.

loneliness often depresses individuals in big cities.

تنهایی اغلب باعث ناراحتی افراد در شهرهای بزرگ می‌شود.

long periods of inactivity can depress motivation.

دوره‌های طولانی بی‌حالی می‌تواند انگیزه را سرکوب کند.

criticism from peers can sometimes depress confidence.

انتقاد از همسالان گاهی اوقات می‌تواند اعتماد به نفس را سرکوب کند.

overthinking can easily depress one's happiness.

تفکر بیش از حد می‌تواند به راحتی شادی یک فرد را سرکوب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید