endorser

[ایالات متحده]/ɪnˈdɔːsə/
[بریتانیا]/ɪnˈdɔrsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که یک سند را تأیید یا امضا می‌کند؛ شخصی که حقوق یا مالکیت را منتقل می‌کند
Word Forms
جمعendorsers

عبارات و ترکیب‌ها

brand endorser

حامی برند

celebrity endorser

حامی مشهور

product endorser

حامی محصول

official endorser

حامی رسمی

endorser agreement

توافق‌نامه حامی

endorser benefits

مزایای حامی

endorser fees

حقوق حامی

endorser contracts

قراردادهای حامی

endorser role

نقش حامی

endorser selection

انتخاب حامی

جملات نمونه

the celebrity was a prominent endorser for the new product.

این مشهور یک طرفدار برجسته برای محصول جدید بود.

as an endorser, she helped boost sales significantly.

به عنوان یک طرفدار، او به طور قابل توجهی به افزایش فروش کمک کرد.

many companies seek a reliable endorser to promote their brand.

بسیاری از شرکت‌ها به دنبال یک طرفدار قابل اعتماد برای تبلیغ برند خود هستند.

the endorser's reputation can influence consumer trust.

اعتبار طرفدار می‌تواند بر اعتماد مصرف‌کننده تأثیر بگذارد.

he became an endorser after his successful career in sports.

او پس از دوران ورزشی موفق خود به یک طرفدار تبدیل شد.

choosing the right endorser is crucial for marketing campaigns.

انتخاب یک طرفدار مناسب برای کمپین‌های بازاریابی بسیار مهم است.

the endorser's message resonated well with the audience.

پیام طرفدار به خوبی با مخاطبان همخوانی داشت.

she was selected as the endorser due to her large following.

او به دلیل داشتن طرفداران زیاد به عنوان طرفدار انتخاب شد.

brands often look for an endorser who aligns with their values.

برندها اغلب به دنبال طرفداری هستند که با ارزش‌های آنها همسو باشد.

the endorser appeared in multiple advertisements for the campaign.

طرفدار در تبلیغات متعدد برای کمپین ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید