enriching

[ایالات متحده]/ɪnˈrɪtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈrɪtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری غنی کردن؛ برای غنی یا ثروتمند کردن؛ برای افزایش کیفیت یا ارزش چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

enriching experience

تجربه غنی‌کننده

enriching knowledge

افزایش دانش

enriching activities

افزایش فعالیت‌ها

enriching environment

افزایش محیط

enriching journey

افزایش سفر

enriching culture

افزایش فرهنگ

enriching relationships

افزایش روابط

enriching opportunities

افزایش فرصت‌ها

enriching resources

افزایش منابع

enriching perspectives

افزایش دیدگاه‌ها

جملات نمونه

reading can be an enriching experience.

خواندن می‌تواند تجربه‌ای غنی‌کننده باشد.

traveling is enriching for the mind and soul.

سفر کردن برای ذهن و روح غنی‌کننده است.

she found the workshop to be enriching.

او کارگاه را غنی‌کننده یافت.

enriching our vocabulary is essential for communication.

غنی کردن دایره لغاتمان برای برقراری ارتباط ضروری است.

volunteering can be a highly enriching activity.

داوطلبی می‌تواند یک فعالیت بسیار غنی‌کننده باشد.

enriching your life with new experiences is important.

غنی کردن زندگی خود با تجربیات جدید مهم است.

he believes that art is an enriching part of culture.

او معتقد است که هنر بخشی غنی‌کننده از فرهنگ است.

enriching discussions can lead to better understanding.

بحث‌های غنی‌کننده می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

her travels have been enriching and transformative.

سفر های او غنی‌کننده و متحول کننده بوده است.

learning new skills is an enriching process.

یادگیری مهارت‌های جدید یک فرآیند غنی‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید