excavated

[ایالات متحده]/ˈɛks.kə.veɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈɛks.kəˌveɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی نقلی از excavate؛ برای کندن یا آشکار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

excavated site

کشف‌شده

excavated material

مواد حفاری‌شده

excavated area

منطقه حفاری‌شده

excavated soil

خاک حفاری‌شده

excavated artifacts

اشیای حفاری‌شده

excavated features

ویژگی‌های حفاری‌شده

excavated layers

لایه‌های حفاری‌شده

excavated remains

آثار باستانی حفاری‌شده

excavated ruins

آثار باستانی حفاری‌شده

excavated trench

خندق حفاری‌شده

جملات نمونه

the archaeologists excavated ancient artifacts from the site.

باستان‌شناسان آثار باستانی را از محل حفاری کردند.

they excavated a large pit for the foundation of the building.

آنها یک گودال بزرگ برای ساختن پایه ساختمان حفر کردند.

the team excavated the area to find buried treasures.

تیم منطقه را برای یافتن گنج‌های مدفون حفاری کرد.

excavated soil was carefully analyzed for archaeological evidence.

خاک حفاری شده به دقت برای یافتن شواهد باستان‌شناسی تجزیه و تحلیل شد.

many bones were excavated from the ancient burial ground.

بسیاری از استخوان‌ها از گورستان باستانی حفاری شدند.

they excavated a trench to install the new pipeline.

آنها یک خندق برای نصب خط لوله جدید حفاری کردند.

the site was excavated to uncover the history of the civilization.

محل حفاری شد تا تاریخ تمدن کشف شود.

excavated materials were sorted for further study.

مواد حفاری شده برای مطالعه بیشتر مرتب شدند.

after being excavated, the dinosaur bones were preserved in a museum.

پس از حفاری، استخوان‌های دایناسورها در یک موزه حفظ شدند.

the construction crew excavated the land for the new road.

تیم ساخت و ساز زمین را برای جاده جدید حفاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید