fenland

[ایالات متحده]/'fenlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه دشت کم‌ارتفاع که اغلب توسط رودخانه‌ها یا آب دریاFlooded می‌شود و برای کشاورزی مناسب است.
Word Forms
جمعfenlands

جملات نمونه

She will fly to Fenland with her husband in July ,i will miss you!

او در ماه جولای به فِنلند با همسرش سفر خواهد کرد، دلم برات تنگ می‌شود!

Across Europe, the biggest declines from 1990 to 2000 had been for bogs and fenland, heathland and coastal habitats.

در سراسر اروپا، بزرگترین کاهش ها از سال 1990 تا 2000 برای باتلاق ها و زمین های خزه ای، زمین های هتی و زیستگاه های ساحلی بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید