fulfills needs
برآورده کردن نیازها
fulfills requirements
برآورده کردن الزامات
fulfills promises
وفای به عهد
fulfills goals
رسیدن به اهداف
fulfills duties
انجام وظایف
fulfills expectations
برآورده کردن انتظارات
fulfills criteria
برآورده کردن معیارها
fulfills obligations
برآورده کردن تعهدات
fulfills roles
اجرای نقشها
fulfills desires
برآورده کردن خواستهها
she fulfills her duties with great dedication.
او وظایف خود را با تعهد فراوان انجام میدهد.
the project fulfills the needs of the community.
این پروژه نیازهای جامعه را برآورده میکند.
he fulfills his promise to help her.
او به قولش برای کمک به او عمل میکند.
this program fulfills educational requirements.
این برنامه الزامات آموزشی را برآورده میکند.
she fulfills her potential in the workplace.
او پتانسیل خود را در محیط کار محقق میکند.
the service fulfills customer expectations.
این سرویس انتظارات مشتریان را برآورده میکند.
he fulfills all the criteria for the job.
او تمام معیارها را برای این شغل برآورده میکند.
this solution fulfills our requirements perfectly.
این راه حل الزامات ما را به طور کامل برآورده میکند.
she fulfills her role as a leader effectively.
او نقش خود را به عنوان یک رهبر به طور مؤثر انجام میدهد.
the new policy fulfills the goals of the organization.
این سیاست جدید به اهداف سازمان تحقق میبخشد.
fulfills needs
برآورده کردن نیازها
fulfills requirements
برآورده کردن الزامات
fulfills promises
وفای به عهد
fulfills goals
رسیدن به اهداف
fulfills duties
انجام وظایف
fulfills expectations
برآورده کردن انتظارات
fulfills criteria
برآورده کردن معیارها
fulfills obligations
برآورده کردن تعهدات
fulfills roles
اجرای نقشها
fulfills desires
برآورده کردن خواستهها
she fulfills her duties with great dedication.
او وظایف خود را با تعهد فراوان انجام میدهد.
the project fulfills the needs of the community.
این پروژه نیازهای جامعه را برآورده میکند.
he fulfills his promise to help her.
او به قولش برای کمک به او عمل میکند.
this program fulfills educational requirements.
این برنامه الزامات آموزشی را برآورده میکند.
she fulfills her potential in the workplace.
او پتانسیل خود را در محیط کار محقق میکند.
the service fulfills customer expectations.
این سرویس انتظارات مشتریان را برآورده میکند.
he fulfills all the criteria for the job.
او تمام معیارها را برای این شغل برآورده میکند.
this solution fulfills our requirements perfectly.
این راه حل الزامات ما را به طور کامل برآورده میکند.
she fulfills her role as a leader effectively.
او نقش خود را به عنوان یک رهبر به طور مؤثر انجام میدهد.
the new policy fulfills the goals of the organization.
این سیاست جدید به اهداف سازمان تحقق میبخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید