completes

[ایالات متحده]/[ˈkɒmpliːts]/
[بریتانیا]/[ˈkɒmpliːt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پایان رساندن یا خاتمه دادن؛ پر کردن یا تکمیل کردن؛ اتمام یک دوره یا مدرک؛ رساندن چیزی به یک نتیجه موفقیت‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

completes the task

وظیفه را تکمیل می‌کند

completed successfully

به طور موفقیت‌آمیز تکمیل شد

completes the process

فرآیند را تکمیل می‌کند

completes his work

کار خود را تکمیل می‌کند

completed earlier

قبلاً تکمیل شده بود

completes the circuit

مدار را تکمیل می‌کند

completes the form

فرم را تکمیل می‌کند

completes the cycle

چرخه را تکمیل می‌کند

completes the build

ساخت را تکمیل می‌کند

جملات نمونه

the team completes the project ahead of schedule.

تیم پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام می‌رساند.

she completes her daily workout routine.

او روال تمرینی روزانه خود را به اتمام می‌رساند.

he completes the application form carefully.

او فرم درخواست را با دقت به اتمام می‌رساند.

the chef completes the delicious meal.

سرآشپز غذای خوشمزه را به اتمام می‌رساند.

the runner completes the marathon with ease.

دوچرخه‌سوار ماراتن را با سهولت به اتمام می‌رساند.

the artist completes the stunning mural.

هنرمند نقاشی دیواری خیره‌کننده را به اتمام می‌رساند.

the student completes the challenging assignment.

دانشجو وظیفه چالش‌برانگیز را به اتمام می‌رساند.

the company completes the merger successfully.

شرکت ادغام را با موفقیت به اتمام می‌رساند.

the construction crew completes the bridge.

گروه ساختمانی پل را به اتمام می‌رساند.

the software developer completes the coding task.

توسعه‌دهنده نرم‌افزار وظیفه کدنویسی را به اتمام می‌رساند.

the musician completes the final movement of the symphony.

موسیقی‌دان قسمت نهایی سمفونی را به اتمام می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید