glassblowing art
هنر دمنده کاری
glassblowing workshop
کارگاه دمنده کاری
glassblowing technique
تکنیک دمنده کاری
glassblowing studio
استودیو دمنده کاری
glassblowing demonstration
نمایش دمنده کاری
glassblowing process
فرآیند دمنده کاری
glassblowing artist
هنرمند دمنده کاری
glassblowing tools
ابزارهای دمنده کاری
glassblowing skills
مهارتهای دمنده کاری
glassblowing techniques
تکنیکهای دمنده کاری
glassblowing is a fascinating art form.
هنر شیشهگری یک هنر جذاب است.
she took a class in glassblowing to learn the craft.
او برای یادگیری این هنر در کلاس شیشهگری ثبت نام کرد.
glassblowing requires a lot of practice and skill.
شیشهگری نیاز به تمرین و مهارت زیادی دارد.
the glassblowing studio was filled with colorful creations.
اتلیه شیشهگری پر از آثار رنگارنگ بود.
he showcased his glassblowing talents at the exhibition.
او استعدادهای خود در شیشهگری را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.
many artists specialize in glassblowing techniques.
هنرمندان زیادی در تکنیکهای شیشهگری تخصص دارند.
glassblowing can be both a hobby and a profession.
شیشهگری میتواند هم یک سرگرمی و هم یک شغل باشد.
they visited a glassblowing factory during their trip.
آنها در طول سفر خود از یک کارخانه شیشهگری بازدید کردند.
learning glassblowing can be a rewarding experience.
یادگیری شیشهگری میتواند یک تجربه ارزشمند باشد.
the process of glassblowing involves heating and shaping glass.
فرآیند شیشهگری شامل گرم کردن و شکل دادن به شیشه است.
glassblowing art
هنر دمنده کاری
glassblowing workshop
کارگاه دمنده کاری
glassblowing technique
تکنیک دمنده کاری
glassblowing studio
استودیو دمنده کاری
glassblowing demonstration
نمایش دمنده کاری
glassblowing process
فرآیند دمنده کاری
glassblowing artist
هنرمند دمنده کاری
glassblowing tools
ابزارهای دمنده کاری
glassblowing skills
مهارتهای دمنده کاری
glassblowing techniques
تکنیکهای دمنده کاری
glassblowing is a fascinating art form.
هنر شیشهگری یک هنر جذاب است.
she took a class in glassblowing to learn the craft.
او برای یادگیری این هنر در کلاس شیشهگری ثبت نام کرد.
glassblowing requires a lot of practice and skill.
شیشهگری نیاز به تمرین و مهارت زیادی دارد.
the glassblowing studio was filled with colorful creations.
اتلیه شیشهگری پر از آثار رنگارنگ بود.
he showcased his glassblowing talents at the exhibition.
او استعدادهای خود در شیشهگری را در نمایشگاه به نمایش گذاشت.
many artists specialize in glassblowing techniques.
هنرمندان زیادی در تکنیکهای شیشهگری تخصص دارند.
glassblowing can be both a hobby and a profession.
شیشهگری میتواند هم یک سرگرمی و هم یک شغل باشد.
they visited a glassblowing factory during their trip.
آنها در طول سفر خود از یک کارخانه شیشهگری بازدید کردند.
learning glassblowing can be a rewarding experience.
یادگیری شیشهگری میتواند یک تجربه ارزشمند باشد.
the process of glassblowing involves heating and shaping glass.
فرآیند شیشهگری شامل گرم کردن و شکل دادن به شیشه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید