gleam

[ایالات متحده]/ɡliːm/
[بریتانیا]/ɡliːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوری ضعیف یا کوتاه؛ درخشش یا تابش
vi. به طور ضعیف یا کوتاه درخشیدن؛ به طور موقتی و ضعیف ظاهر شدن
vt. باعث درخشش ضعیف شدن؛ ساطع کردن نوری ضعیف
Word Forms
شکل سوم شخص مفردgleams
زمان گذشتهgleamed
جمعgleams
صفت یا فعل حال استمراریgleaming
قسمت سوم فعلgleamed

عبارات و ترکیب‌ها

gleaming silver

نقره براق

جملات نمونه

a gleam of intelligence.

یک بارقه‌ی هوش

the gleam of hope vanished.

بارقه‌ی امید ناپدید شد.

the flossy gleam of a cheap suit.

درخشش ابریشمی یک کت و شلوار ارزان

the gleam of a silver tray.

بارقه‌ی یک سینی نقره‌ای

the first gleams of day

اولین بارقه‌های روز

They saw the gleam of a lamp ahead.

آنها بارقه‌ی یک چراغ را در پیش رویشان دیدند.

saw gleams of daylight through the cracks.

نورهای روز را از خلال شکاف ها دید.

the gleam of burnished gold.

درخشش طلای صیقلی

the scheme is only a gleam in the developer's eye.

این طرح فقط یک جرقه در چشم توسعه‌دهنده است.

light gleamed on the china cats.

نور روی گربه‌های چینی می‌درخشید.

swarthy Spaniards with gleaming teeth.

اسپانیایی‌های برنزه با دندان‌های درخشان.

the red gleam of the firelight

بارقه‌ی سرخ نور آتش

The moonlight gleamed on the river.

نور ماهتاب روی رودخانه می‌درخشید.

a lecherous gleam in his eye

یک بارقه‌ی شهوت‌آمیز در چشمانش

rich, gleaming shades of bronze.

سایه‌های برنزی غنی و درخشان.

a hall floored in gleaming yellow wood.

یک تالار با کفپوش چوب زرد درخشان.

her eyes gleamed with satisfaction.

چشمانش با رضایت می‌درخشید.

a hint of mischief gleaming in her eyes.

نشانه‌ای از شیطنت در چشمانش می‌درخشید.

she saw an unmistakable gleam of triumph in his eyes.

او یک بارقه‌ی غیرقابل انکار پیروزی را در چشمانش دید.

نمونه‌های واقعی

He had polished the table top until it gleamed.

او روی میز را تا جایی که برق می زد، صیقل زد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

In all that broad landscape there was no gleam of hope.

در آن چشم انداز وسیع، هیچ نشانه امیدی وجود نداشت.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

I like the gleam of crystal glassware, said Bessie.

من به درخشندگی وسایل شیشه ای کریستال علاقه دارم، گفت بیسی.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

A gleam of light shone through the partly opened door.

نوری از در باز نیمه باز شده به درخشید.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

His eyes have the gleam of a newly waxed car hood.

چشمانش درخشندگی کاپوت ماشین نو دارد.

منبع: A man named Ove decides to die.

There's a quick gleam in the corner of Ove's eye.

در گوشه چشم اووه، درخششی سریع وجود دارد.

منبع: A man named Ove decides to die.

His spectacles flashed a last gleam before he disappeared into the cavernous hallway.

قبل از اینکه وارد راهروی بزرگ شود، عینک او آخرین بار درخشید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

There was a faint gleam of admiration in his eyes as he answered.

هنگامی که پاسخ داد، در چشمانش درخششی کم از تحسین وجود داشت.

منبع: Gone with the Wind

And then, it's usually so it's a childish gleam and the joy.

و سپس، معمولاً اینگونه است که یک درخشش کودکانه و شادی وجود دارد.

منبع: CNN 10 Summer Special

Far away in the meadow gleams the silver Charles.

دور در چمنزار، چارلز نقره ای می درخشد.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید