grommet

[ایالات متحده]/'grɒmɪt/
[بریتانیا]/'grɑmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چشمی فلزی، شیئی حلقه‌ای شکل که برای تقویت یا حمایت در پارچه‌ها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعgrommets

عبارات و ترکیب‌ها

rubber grommet

حلقه لاستیکی

metal grommet

حلقه فلزی

install a grommet

نصب حلقه

جملات نمونه

the grommet stops the cable chafing on the metal.

حلقه از ساییده شدن کابل روی فلز جلوگیری می کند.

The grommet on the tarpaulin helped secure it in place.

حلقه روی برزنت به محکم کردن آن در جای خود کمک کرد.

She used a grommet to hang the curtain rod.

او از یک حلقه برای آویزان کردن میله پرده استفاده کرد.

The sail was attached to the boat with a grommet.

بادبان با استفاده از یک حلقه به قایق متصل شد.

The grommet in the shower curtain broke, and water leaked out.

حلقه در پرده حمام شکست و آب نشت کرد.

The tarpaulin had several grommets for tying it down.

برزنت دارای چندین حلقه برای بستن آن بود.

He used a grommet to reinforce the hole in the leather belt.

او از یک حلقه برای تقویت سوراخ در کمربند چرمی استفاده کرد.

The grommet was rusted and difficult to remove.

حلقه زنگ زده و خارج کردن آن دشوار بود.

She added grommets to the canvas bag for durability.

او برای افزایش دوام، حلقه هایی به کیف پارچه ای اضافه کرد.

The grommet was too small for the rope to pass through.

حلقه برای عبور طناب خیلی کوچک بود.

The grommet trim on the curtains added a decorative touch.

تاج حلقه های روی پرده ها جلوه ای تزئینی به آن بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید