rivet

[ایالات متحده]/ˈrɪvɪt/
[بریتانیا]/ˈrɪvɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پین فلزی برای عبور از طریق سوراخ‌ها در دو یا چند صفحه یا قطعه برای نگه داشتن آنها با هم
vt. محکم بستن یا ثابت کردن؛ به شدت (توجه کسی را) جلب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pop rivet

میخ پرسی

rivet gun

تفنگ میخ

solid rivet

میخ محکم

blind rivet

ریوِت کور

rivet machine

دستگاه میخ‌کوبی

rivet joint

اتصال میخ

جملات نمونه

Straighten the rivets, please.

لطفاً مهره‌ها را صاف کنید.

all eyeswere riveted on him.

همه چشم‌ها به او خیره شده بودند.

I was absolutely riveted by herstory.

من کاملاً تحت تأثیر داستان او قرار گرفتم.

My attention was riveted by a slight movement in the bushes.

توجه من به یک حرکت جزئی در بوته‌ها جلب شد.

he was riveted by the newsreels shown on television.

او با فیلم‌های خبری که روی تلویزیون پخش می‌شدند، مجذوب شده بود.

Their eyes were riveted on the speaker.

چشمان آنها به سخنران خیره شده بود.

the grip on her arm was firm enough to rivet her to the spot .

گرفتی که روی بازوی او داشت آنقدر محکم بود که او را در همانجا میخکوب کرد.

The last chapter was so riveting that I was reading past midnight.

آخرین فصل آنقدر جذاب بود که تا دیر وقت داشتم مطالعه می‌کردم.

Clamping and formed punch made of high performance material,high rivet connection strength;Rivet up various rivets if changing snaphead;

پانچ پرس شده و فرم داده شده از مواد با کارایی بالا، مقاومت اتصال بست زیاد؛ بستن بست‌های مختلف در صورت تغییر سر اسنپ.

the linings are bonded, not riveted, to the brake shoes for longer wear.

آسترها به جای پرچ کاری به کفش های ترمز متصل شده اند تا طول عمر بیشتری داشته باشند.

Uses in the  eye rivet special-purpose.Table Type eyeleting Machine is the unilateral feed control.

کاربردهای آن در پرچ چشم مخصوص. دستگاه چشم‌اندازی با نوع میز، کنترل تغذیه یک‌طرفه است.

The metal plates used in making ships used to be riveted together, but now they are usually welded.

صفحات فلزی مورد استفاده در ساخت کشتی‌ها قبلاً به هم متصل می‌شدند، اما اکنون معمولاً جوش داده می‌شوند.

The machine can automatically punch or continuously punch and rivet eyelets. The punching and eyeleting can be finished once.

دستگاه می‌تواند به طور خودکار پانچ کند یا به طور مداوم پانچ و چشمک بزند. پانچ و چشمک زدن را می‌توان یک بار انجام داد.

Info:Leather Fashion Glove Fastener belt with rivets for best fit Wrap your hands in elegant sophistic ......

اطلاعات: کمربند بسته‌بندی چرمی و شیک دستکش با میخک برای بهترین تناسب، دستان خود را در ظرافت و شیک‌پویی بپوشانید......

Now our company is majoring in nuts series: rivet nuts, blind rivet, insert nuts,nylon locknuts, welded nuts, flange nuts and other kinds of auto standard parts.

اکنون شرکت ما در رشته آچارها متخصص است: آچارهای ریویتی، ریویتی کور، آچارهای داخلی، آچارهای قفل نیلی، آچارهای جوشی، آچارهای فلنجی و سایر قطعات استاندارد خودرو.

No sooner had I crossed their threshold than my eyes were riveted to a young blueeyed beauty with waves of flaxen hair cascading down her white and blue ski jacket.

تا زمانی که از آستانه عبور کردم، چشمانم به دختری جوان با چشمانی آبی و موهای طلایی که از ژاکت اسکی سفید و آبی او سرازیر بود، خیره شد.

Le jean 5 poches, finitions doubles surpiqûres contrastées et rivets, ouverture bouton + zip sous patte.

شلوار جین 5 جیبی، دوخت‌های دوخته شده با رنگ متضاد و پرچ‌ها، باز شدن با دکمه + زیپ زیر لنگ.

نمونه‌های واقعی

Our brains are riveted by what goes wrong.

مغزهای ما به آنچه اشتباه می‌رود، میخکوب می‌شود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Right, so a riveting book, you're riveted to the book.

پس، یک کتاب جذاب، شما به کتاب میخکوب می‌شوید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

We're watching and we're just riveted, staring over the dash, just loving it.

ما تماشا می‌کنیم و فقط میخکوب می‌شویم، با نگاه خیره به داشبورد، فقط عاشق آن هستیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

First is gripping and the second is riveting.

اول جذاب است و دوم میخکوب‌کننده.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

His story, told to Pulitzer Prize-winning journalist Mary Jordan, is riveting.

داستان او که به مری جردن، روزنامه‌نگار برنده جایزه پولیتزر، گفته شد، میخکوب‌کننده است.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Flat head rivets would reduce wind drag.

ریوهای تخت سر باعث کاهش کشش باد می‌شوند.

منبع: Go blank axis version

I was riveted. I loved it so much.

من میخکوب شدم. من خیلی دوستش داشتم.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

And rivet is the same idea.

و میخکوب کردن همان ایده است.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Ove rivets his eyes into her.

اووه چشمانش را به او میخکوب می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Another part of the room soon riveted her gaze.

بخشی دیگر از اتاق به زودی نگاه او را میخکوب کرد.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید