groomed

[ایالات متحده]/ɡruːmd/
[بریتانیا]/ɡrumd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته groom; مراقبت کردن یا تمیز کردن (اسب‌ها و غیره); آماده کردن; آموزش دادن; groom (حیوانات); غذا دادن به اسب‌ها; مرتب کردن; توصیه کردن
adj. با لباس مرتب; منظم

عبارات و ترکیب‌ها

well groomed

آراستگی خوب

groomed dog

سگ آراسته

groomed appearance

ظاهر آراسته

groomed hair

موهای آراسته

groomed lawn

چمن آراسته

groomed brows

ابروهای آراسته

groomed nails

ناخن‌های آراسته

groomed beard

سبیل آراسته

groomed pets

حیوانات خانگی آراسته

groomed style

سبک آراسته

جملات نمونه

the dog was well-groomed for the show.

سگ برای نمایش خوب مرتب شده بود.

she always groomed her hair before going out.

او همیشه قبل از بیرون رفتن موهای خود را مرتب می کرد.

he groomed his resume to impress the employer.

او رزومه خود را برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرما مرتب کرد.

the horse was groomed by the stable staff.

اسب توسط کارکنان اصطبل مرتب شده بود.

they groomed the children for their future careers.

آنها کودکان را برای آینده شغلی آنها آماده کردند.

she groomed her skills through practice.

او مهارت های خود را از طریق تمرین تقویت کرد.

the cat was groomed regularly to keep it healthy.

گربه به طور منظم مرتب می شد تا سالم بماند.

he groomed his appearance for the important meeting.

او ظاهر خود را برای جلسه مهم مرتب کرد.

the team was groomed to win the championship.

تیم برای برنده شدن در مسابقات مقدماتی آماده شد.

she groomed her garden every weekend.

او هر آخر هفته باغ خود را مرتب می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید