well groomed
آراستگی خوب
groomed dog
سگ آراسته
groomed appearance
ظاهر آراسته
groomed hair
موهای آراسته
groomed lawn
چمن آراسته
groomed brows
ابروهای آراسته
groomed nails
ناخنهای آراسته
groomed beard
سبیل آراسته
groomed pets
حیوانات خانگی آراسته
groomed style
سبک آراسته
the dog was well-groomed for the show.
سگ برای نمایش خوب مرتب شده بود.
she always groomed her hair before going out.
او همیشه قبل از بیرون رفتن موهای خود را مرتب می کرد.
he groomed his resume to impress the employer.
او رزومه خود را برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرما مرتب کرد.
the horse was groomed by the stable staff.
اسب توسط کارکنان اصطبل مرتب شده بود.
they groomed the children for their future careers.
آنها کودکان را برای آینده شغلی آنها آماده کردند.
she groomed her skills through practice.
او مهارت های خود را از طریق تمرین تقویت کرد.
the cat was groomed regularly to keep it healthy.
گربه به طور منظم مرتب می شد تا سالم بماند.
he groomed his appearance for the important meeting.
او ظاهر خود را برای جلسه مهم مرتب کرد.
the team was groomed to win the championship.
تیم برای برنده شدن در مسابقات مقدماتی آماده شد.
she groomed her garden every weekend.
او هر آخر هفته باغ خود را مرتب می کرد.
well groomed
آراستگی خوب
groomed dog
سگ آراسته
groomed appearance
ظاهر آراسته
groomed hair
موهای آراسته
groomed lawn
چمن آراسته
groomed brows
ابروهای آراسته
groomed nails
ناخنهای آراسته
groomed beard
سبیل آراسته
groomed pets
حیوانات خانگی آراسته
groomed style
سبک آراسته
the dog was well-groomed for the show.
سگ برای نمایش خوب مرتب شده بود.
she always groomed her hair before going out.
او همیشه قبل از بیرون رفتن موهای خود را مرتب می کرد.
he groomed his resume to impress the employer.
او رزومه خود را برای تحت تاثیر قرار دادن کارفرما مرتب کرد.
the horse was groomed by the stable staff.
اسب توسط کارکنان اصطبل مرتب شده بود.
they groomed the children for their future careers.
آنها کودکان را برای آینده شغلی آنها آماده کردند.
she groomed her skills through practice.
او مهارت های خود را از طریق تمرین تقویت کرد.
the cat was groomed regularly to keep it healthy.
گربه به طور منظم مرتب می شد تا سالم بماند.
he groomed his appearance for the important meeting.
او ظاهر خود را برای جلسه مهم مرتب کرد.
the team was groomed to win the championship.
تیم برای برنده شدن در مسابقات مقدماتی آماده شد.
she groomed her garden every weekend.
او هر آخر هفته باغ خود را مرتب می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید